تبلیغات
سعید معیدفر - رفتار خشن، خشونت را باز تولید می‌کند

رفتار خشن، خشونت را باز تولید می‌کند

نویسنده : معیدفر
تاریخ:یکشنبه 23 مرداد 1390-11:58 ق.ظ

گفت‌و‌گو: زینب اسماعیلی سیویری

از پل مدیریت می‌گذرم ، جایی که کمتر از یک‌ماه پیش، دختری با ضربات متعدد چاقوی پسری که مدعی عاشقی او بود، کشته شد. به سمت محله‌ای که برج‌های بلند و میلیاردیش کوه‌های تهران را از رو برده‌است، می‌روم. محله‌ای که از خاطره‌اش پاک نمی‌شود خون پسری که رقیب عشقیش آنقدر چاقو بر جسمش زد تا ذره ذره جان داد، محله‌ای که از یاد نمی‌برد سحرگاه برفی که پسر قاتل به طناب دار سپرده‌شد. باورم نمی‌شود این‌همه حادثه هولناک را در همین یک‌سال اخیر تنها از همین محله شنیده‌ایم، آن‌هم جایی که اغلب محل زندگی و عبور و مرور طبقه نسبتا مرفه جامعه است.  بماند آنهمه خبر و حادثه خشن دیگری که شنیده یا خوانده‌ایم و با کمترین تلاشی در لایه‌های مغزمان رژه می‌رود.

در گفت‌و‌گویی که با دکتر سعید معیدفر، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران داشتم از این پرسیدم که چرا این‌همه خشونت؟ چرا خشونت با این شکل غلو شده؟

***

-         به‌دنبال انتشار اخباری از خشونت های فیزیکی در ملا عام قصد داریم به بررسی جامعه‌شناختی موضوع خشونت در جامعه بپردازیم. در ابتدا می‌خواهم از شما بپرسم که تعریف علم جامعه‌شناسی از خشونت چیست؟

خشونت عکس‌العمل غیر منطقی و غیر عقلانی فرد در مقابل کسی یا شرایطی است که منجر به از دست رفتن کنترل فرد می‌شود، محاسبه‌گری او از بین می‌رود و فرد از لحاظ عاطفی دست به رفتارهای پرخاشگرانه می‌زند.

خشونت بیشتر یک پدیده روان‌شناختی است.

جامعه‌شناسی به‌نام پیتریم سوروکین یک تحلیل روان‌شناسانه از رفتار ارائه می‌کند، او معتقد است انسان دارای دو بعد نفرت و عشق است و هر دو این ابعاد در درون او وجود دارد. اگر فرد در شرایط مناسب اجتماعی قرار داشته‌، اجتماعی و جامعه‌پذیر شده‌باشد در حالت عادی در روابط اجتماعی با دیگران بر اساس عشق عمل می‌کند. اما اگر فرد از جامعه‌پذیری مناسبی برخوردار نباشد در روابط خود از نفرت استفاده می‌کند.

این جامعه‌شناس توضیح می‌دهد که در گذشته زمینه‌های فراوانی برای اینکه افراد از نفرت استفاده کنند وجود داشت، سوروکین ریشه اتفاقاتی مانند نسل‌کشی و جنگ‌هایی که در تاریخ رخ داده را در غریزه نفرت می‌داند که بخشی از وجود آدم‌هاست. او در مقابل، تعامل اجتماعی، استقرار نهادها، گروه‌های اجتماعی و حتی رقابت‌های ورزشی را هم به‌عنوان زمینه‌هایی که انسان براساس عشق پایه‌گذاری کرده تحلیل می‌کند. در ادبیات دینی ما هم به این دو بعد انسان توجه شده‌است. آنجا که می‌گوید ما انسان را در حد کمال آفریدیم و از روح خود در او دمیدیم ولی در نهایت به اسفل السافلین رها شد. این نشانگر این است که انسان دارای دو بعد است؛ عشق، نفرت، پلیدی، زشتی یا خشونت اما در مقابل انسان جزو برترین مخلوقات است و تنها موجودی است که می‌تواند عشق بورزد.

-         آیا در سال‌های اخیر در جامعه ایران شاهد افزایش خشونت در سطح جامعه هستیم؟

در کلاس بررسی مسایل اجتماعی ایران یکی از کارهای تحقیقاتی که دانشجویان من انجام دادند، بررسی این موضوع از طریق مقایسه آمارها و اطلاعات مربوط به آسیب‌های اجتماعی بود. دوره‌هایی که در نظر گرفتیم مهر 83 تا مهر 84 و مهر 88 تا مهر 89 بود.

مشکل اصلی برای این کار تحقیقی شفاف نبودن و یا حتی عدم ارائه آمار در زمینه آسیب‌ها بود. برخی طرح‌های تحقیقاتی که پیشتر در مورد ارزش‌ها و نگرش‌ها، آسیب‌ها و مسایل اجتماعی انجام می‌شد، محدود شده و یا انجام نمی‌گرفت به همین دلیل امکان  مقایسه وجود نداشت. به‌همین دلیل انعکاس آسیب‌های اجتماعی در رسانه‌ها مورد بررسی قرار گرفت و صفحات حوادث روزنامه‌ها و انعکاس اخبار خشونت‌های خانگی، سرقت، کلاهبرداری، اعتیاد، فحشا و جرایم دیگر مورد بررسی قرار گرفت.

یافته‌های به دست آمده از تحلیل محتوای این اخبار حاکی از افزایش این آسیب‌ها به لحاظ کمی بود و علیرغم افزایش کمی آسیب‌ها، از نظر کیفی نیز تغییراتی در شکل آسیب‌ها رخ داده‌بود.

شاید ناخواسته رسانه‌ها به عنوان بازنمای آنچه در جامعه می‌گذرد هم کمیت مشکلات و آسیب‌ها را گزارش کردند و هم کیفیت و غلظت و شدتی که این جرایم پیدا کرده را منعکس کردند، به‌عنوان نمونه در زمینه خشونت قبلا کمتر جنبه انتقام گیری وجود داشت یا شیوه‌های قتل کمتر برانگیزاننده بود، اما در دوره دومی که بررسی شد (مهر 88 تا مهر 89) علاوه بر کمیت جلوه‌های بسیار شنیع و خشنی از خشونت مانند مثله کردن و قتل‌های زنجیره‌ای رخ داده‌بود. این نشان می‌دهد که حداقل براساس انعکاس اخبار وضعیت خشونت در جامعه نسبت به گذشته وخیم‌تر شده‌است.

-         حال که صحبت از مرجعی به‌عنوان رسانه‌ها در بررسی وضعیت جامعه شد، یک نگرانی مطرح می‌شود. در بسیاری از حوادثی که در سطح جامعه رخ داده، پس از فروکش کردن تب و تاب خبری آن، انگشت اتهام به سوی رسانه‌ها (به‌ویژه رسانه‌های مستقل) نشانه‌رفته که بزرگ‌نمایی کرده یا ایجاد حساسیت کرده‌اند، اصحاب رسانه این انتقادات را کمتر می‌پذیرند و معتقدند که به وظیفه حرفه‌ای خود عمل می‌کنند، جامعه‌شناسی در این زمینه چه می‌گوید؟ آیا رسانه‌ها در این‌گونه حوادث نقش بازدارنده یا سد ایفا می‌کنند یا اینکه تسهیل کننده افزایش جرم و نگرانی عمومی هستند؟

امروزه نمی‌توانیم منکر جایگاه رفیع رسانه‌ها در آگاهی بخشی به جامعه، سوق دادن مردم به سمت مشارکت‌هاو مسئولیت‌‌های اجتماعی باشیم. آگاهی موضوعی است که بشر امروز را در مرتبه بالاتری نسبت به افرادی که در گذشته زندگی می‌کردند، قرار می‌دهد. امروز مردم مدام از همه جا منتظر خبر هستند و رسانه‌ها این آگاهی بخشی و شناخت را به مردم و جامعه می‌دهند. آنچنان که گفته می‌شود رسانه‌ها رکن چهارم دموکراسی هستند که حق بشر است. در این مورد که گفته می‌شود رسانه‌ها در مواجهه با یک اتفاق می‌توانند وضعیت را بدتر کنند یا اینکه شرایط اجتماعی را بهبود ببخشند، باید گفت رسانه‌ها می‌توانند هر دو نقش را داشته‌باشند. وقتی رسانه‌ای دروغ‌پردازی یا قلب واقعیت می‌کند یا جنجال براندازی می‌کند، می‌تواند دردسرساز باشد. اما این را هم باید بگوییم که اگر چه ممکن است رسانه‌ها مرتکب چنین خطاهایی شوند اما نقش عمده آنها کمک به بهبود اجتماعی است. اینکه گفته می‌شود انتشار اخبار حوادث باعث ترس و وحشت جامعه می‌شود، تصور اشتباهی است، رسانه‌ها با این اقدام مردم را نسبت به مشکلات جامعه آگاه‌تر می‌کنند. به‌عنوان نمونه در موضوع قتل‌های زنجیره‌ای اگر رسانه‌ها هنگام سومین قتل به این موضوع می‌پرداختند،‌ آن شکارچی پنجمین یا ششمین و حتی دهمین شکار خود را نیز به آسانی به قتل نمی‌رساند. چون مردم آگاهی داشتند و به هر کسی اعتماد نمی‌کردند. 

همین موضوع در مورد حوادث دیگر نیز صادق است، رسانه‌ها به‌عنوان پلی بین نهادهای عمومی و مردم می‌توانند نقش آگاهی بخشی برعهده داشته‌باشند. اما همیشه رسانه‌ها در جامعه ما به دلیل انتشار این‌گونه اخبار مورد نکوهش قرار می‌گیرند. لاپوشانی اخبار کمکی به مردم و جامعه نمی‌کند اما انتشار آن باعث می‌شود نهادهای مسئول توجه بیشتری کنند و از پس وظایفی که برعهده آنها گذاشته‌ شده به خوبی برآیند.  

-         مطالعه موردی که به آن اشاره کردید گویا تنها ملاک موجود در مورد افزایش سطح خشونت در جامعه است. دلایل جامعه‌شناسانه این افزایش خشونت چیست؟

جامعه‌شناسی در حوزه مسایل اجتماعی بحثی را در مورد تغییر جامعه مطرح می‌کند. وقتی جامعه شروع به تغییر می‌کند و دامنه این تغییرات هر روز گسترش پیدا می‌کند، این تغییرات خود به خود هر روز پیامدهایی برای آن جامعه دارد. اگر به اجتماعات پیشین نگاه کنیم مسایل و آسیب‌ها به اندازه جامعه مدرن وجود نداشت. البته انواع آسیب‌ها و مسایل در جامعه بود اما امروز بی‌تردید این مسایل بیشتر از گذشته شده. در مورد دلایل آن می‌توان گفت که در گذشته افراد به دلیل در معرض توجه قرار داشتن و شناخته‌شدن کمتر امکان خشونت را داشتند، البته در گذشته خشونت‌ها به شکل‌های دیگری وجود داشت مثل دعواهای قومی یا جنگ بر سر منافع. امروزه که جوامع وسیع‌تر شده و یا جامعه بزرگ‌تری مواجه هستیم مانند دعواهای قومی به راحتی افراد می‌توانند مخفی و پنهان شوند. اماکن حاشیه‌ای اکثرا از مهاجرانی تشکیل می‌شود که زندگی اولیه خود را ترک کرده‌اند و در جامعه بزرگ‌تری قرار گرفته‌اند و  هویت پیشین خود را پشت  سر گذاشته‌اند، این وضعیت بینابینی می‌تواند آنها را در معرض مشکلات فراوان قرار دهد.

همچنین انتظاراتی که از افراد وجود دارد نسبت به گذشته خیلی زیاد شده‌است. در گذشته از یک فرزند این انتظار  وجود داشت که نهایتا مانند پدرش باشد اما اکنون این گونه نیست، پدران از بچه‌ها انتظار دارند که برتر از آنها باشند. طبقات متوسط و حتی پایین جامعه هزینه‌های زیادی برای ارتقا سطح بچه‌های خود می‌کنند. زمینه‌های تحرک و ارتقای اجتماعی نسبت به گذشته خیلی بیشتر شده‌است. توسعه اقتصادی اجتماعی موجب شرایط متحولی شده، افزایش جمعیت و گسترش شهرنشینی، تراکم جمعیت،‌ از دست رفتن برخی نقش‌های پیشین خانواده‌ها، افزایش گستره عرصه عمومی و افزایش تاثیر حکومت‌ها در سرنوشت آدم‌ها، به‌دست آمدن هویت‌های تازه و بزرگ‌تر برای افراد جامعه مانند هویت‌های ملی و جهانی، همه اینها زمینه‌های اجتماعی است که شرایط گسترش آسیب‌ها و مسایل اجتماعی در جامعه در حال گذار را ایجاد می‌کند.

-         اما تعداد زیادی از پارامترهایی که برشمردید، جزو پارامترهای رشد دهنده جامعه نیز به شمار می‌آیند؟

بله، اتفاقا بحث همین است. ممکن است یک جامعه از مسیر توسعه کنار برود و نخواهد فرآیند توسعه را ادامه بدهد.  شاید در چنین جامعه‌ای مشکلات کمتری وجود داشته باشد یا جامعه به شکل دیگری با این‌گونه مشکلات مواجه باشد. بنابراین طبیعی است جامعه‌ای که علاقمند به رشد و توسعه است باید خود را برای مواجهه با مسایل و مشکلاتی نیز آماده کند. می‌توان با این مسایل دو نوع مواجهه داشت؛ یکی اینکه اگر می‌خواهیم توسعه پیدا کنیم ، به‌طور طبیعی باید انتظار این مسایل و آسیب‌های اجتماعی را هم داشته‌باشیم. مثلا از بچه‌ها انتظار داریم پیشرفت کنند اما همه بچه‌ها شرایط یکسانی ندارند، یک عده می‌توانند ترقی کنند و عده دیگر که موفق نمی‌شوند دچار سرخوردگی می‌شوند،  نتیجه این سرخوردگی می‌تواند منجر به ناکامی، ‌پرخاشگری و خشونت شود. اعتیاد، خشونت و یا مشکلات روحی و روانی در جامعه‌ای که دایم ازافرادش انتظار دارد پیشرو باشند، اجتناب ناپذیر است.

اما مواجهه دوم با این آسیب‌ها این است که در عین حال پذیرفتن توسعه، برای مشکلات آن‌هم برنامه‌ریزی کنیم. اگر این کار را انجام ندهیم همان مشکلات می‌تواند جامعه را با مانع جدی مواجه کند و بحران‌ها جلوی رشد و توسعه جامعه را بگیرد. اگر برای اقشار آسیب‌پذیری که بیشتر از دیگر گروه‌ها در معرض آسیب‌ها قرار دارند، فکری نکنیم، یا برای عدالت اجتماعی فکری نشود خود این آسیب‌ها جلوی رشد کشور را می‌گیرد. 

ما کشوری هستیم که سال‌ها تلاش کردیم وضعیت خودمان را تغییر دهیم؛ بالابردن سطح سواد، افزایش آگاهی‌های جامعه، رشد شهرنشینی، بالا رفتن سطح رفاه جامعه و توسعه صنعتی و در واقع بردن رفاه به دورترین نقاط کشور، اینها اقدامات توسعه‌ای است که می‌تواند همراه با مشکلات باشد. بنابراین باید به دنبال این برنامه‌های توسعه‌ای الگوی مواجهه با مشکلا ت را هم داشته‌باشیم. مشکلی که در ایران به وجود آمده این است که به دلیل جابه‌جایی‌های مدیریتی ناهمگون، ناهماهنگی بین مدیریت کشور در دوره‌های مختلف و فقدان برنامه‌ریزی‌های کلان برمبنای اندیشه جامع مدیریتی هر از چند گاهی مدیرانی کارهایی کرده‌اند اما هیچ‌وقت به پیامد کارهایشان نیندیشند و برای از بین بردن آثار آسیب‌زای اقداماتشان کاری نکرده‌اند. نتیجه این می‌شود که ظاهرا هر کدام کاری کرده‌اند و شاید با اندیشه مصلحانه‌‌ای هم اقدام کرده‌اند اما برای مشکلات چاره‌ای نیندیشیده‌اند. همچنین پیچیده شدن مشکلات رشد جامعه را با خطر جدی روبه‌روی می‌کند چون در جامعه ما برای مسایل و آسیب‌های اجتماعی کار کارشناسی علمی نشده و برنامه‌ریزی هم انجام نگرفته‌است.

در این شرایط تنها راه باقی مانده انجام دادن برخوردهای امنیتی و انتظامی است. جامعه از حالت عادی به سمت خشونت و امنیتی شدن کشیده می‌شود و بعد که متوجه ناکارآمدی این برخورد می‌شوند آن‌را رها می‌کنند.

در دوره سازندگی تلاش بر توسعه اقتصادی و ساخت زیربناها و رساندن امکانات به نقاط دوردست در دستور کار قرار گرفت. در دوره بعد افزایش آگاهی‌‌های سیاسی، طلب مشارکت از مردم شد اما در دوره بعد بدون توجه به آسیب‌هایی که این دو نوع توسعه ایجاد می‌کند تنها از برخورد امنیتی و انتظامی حرف زده ‌شد. با این نوع رفتارها و اعمال خشونت همان رفتاری انجام می‌گیرد که قرار بود با آن برخورد شود.

متاسفانه دو چیز باعث افزایش آسیب‌ها و پیچیده‌تر شدن آنها در جامعه ما شده اول فقدان برنامه‌ریزی‌های فرهنگی اجتماعی مبتنی بر تحقیقات و مطالعات و شناخت ریشه‌ها و استفاده از نهادهای علمی برای آن و دوم برخوردهای امنیتی و انتظامی با آسیب‌ها و خشونت‌های اجتماعی. هر دو اینها باعث گسترش خشونت‌های اجتماعی شده‌است.

-         اشاره کردید به بحث تغییرات جنس خشونت‌ها،‌ آیا این موضوع به‌طور کلی در مورد خشونت‌های جامعه قابل تسری است؟

در مطالعه‌ای که به آن اشاره کردم در دوره دوم شاهد خشونت در اشکال زشت آن بودیم. نه اینکه پیش از این شاهد خشونت نبودیم یا قتل‌های زنجیره‌ای نداشتیم یا تجاوز به عنف نداشتیم اما در دوره دوم شاهد قتل‌های زنجیره‌ای به شکل خیلی بد بودیم. تجاوز به عنف هم قبلا بود اما در دوره دوم به‌صورت زنجیره‌ای و به اشکال بسیار خشونت‌بار  مشاهده می‌شود، مثلا کشتن فرد بعد از تجاوز به بدترین نحو. این موضوع حتی در خشونت‌های خانوادگی هم مشاهده می‌شود، ممکن بود قبلا در یک نزاع خانوادگی ناخواسته کسی ضربه‌ای می‌زده و یکی از اعضا خانواده کشته می‌شده یا انواع قتل‌های دیگر که رخ می‌داد اما آنچه در دوره بعد مشاهده کردیم خشونت‌های سازمان یافته بودکه با برنامه‌ریزی قبلی و با همکاری عده‌ای حتی با جنبه‌های بسیار زشت مثل مثله‌کردن و با شکل خبیثانه‌ای صورت می‌گرفت. متاسفانه در این دوره حتی شاهد بودیم که زنانی دست به خشونت‌های سازمان یافته و خشن می‌زدند.

به‌عنوان نمونه سال گذشته شاهد کشته‌شدن فردی در سعادت آباد بودیم، جلوه‌ای از خشونت در ملا عام در منطقه نسبتا مرفه، آن‌هم به آن شکل زشت که قاتل شاهد ذره ذه جان دادن قربانی خود باشد، این موضوع قبلا سابقه نداشته. این شکل منحصر به فرد قتل متعلق به امروز است. این خشونت نه در اماکن مخفی بلکه در فضاهای علنی و در انظار عمومی رخ می‌دهد. این در حالی است که کنترل و نظارت پلیس و نهادهای امنیتی نیز  در کشور ما کاملا واضح و با ایجاد فضای امنیتی انجام می‌گیرد که خود در خشن‌شدن فضا تاثیرگذار است. اما این اقدامات در کشورهای توسعه یافته به صورت مستتر انجام می‌گیرد .

برخی معتقدند که چون مبانی زیستی، فرهنگی جامعه از بین رفته تنها راه کنترل خشونت است اما باید بدانیم که  این رفتارهای خشن، خشونت را باز تولید می‌کند.

-         به‌دنبال حادثه سعادت‌آباد یکی از اصلی‌ترین انتقادها به مردم صورت گرفت  که نقش تماشاچی را برعهده گرفتند، آیا مردم باید در این‌ گونه اتفاقات دخالت کنند؟

من خیلی موافق دخالت مردم در این گونه حوادث نیستم، شاید این نسخه در گذشته قابل دفاع بوده اما امروزه چنین مداخله‌ای صحیح نیست چون ممکن است موجب افزایش خشونت شود. در جامعه نهادهایی وجود دارد که اولا باید تلاش‌کنند چنین اتفاقاتی رخ ندهد و برای رسیدن به نوعی اعتدال در جامعه برنامه‌ریزی کنند، ثانیا اگر چنین اتفاقاتی رخ داد نیز برای مواجهه با چنین مشکلاتی باید افرادی دخالت کنند که تخصص داشته‌باشند. اگر نیروهای واکنش سریع یا روان‌شناسان مجرب و پلیس متخصص چنین حوادثی در این گونه حوادث حضور پیدا کنند می‌توانند از اتفاقات ناگوار پیشگیری کننداما اگر مردم وارد این‌گونه اتفاقات شوند،  ممکن است که مورد ضرب و جرح  واقع شوند، باعث گسترده شدن دامنه حادثه شوند و همچنین در محضر قانون متخلف به شمار آیند. در شرایط فعلی نباید انتظار داشت که مردم بتوانند این گونه مشکلات را به شکل پیشین کدخدامنشی حل کنند.     



نوع مطلب : مصاحبه ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How do you get a growth spurt?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 03:50 ق.ظ
If you desire to grow your know-how just keep visiting this
site and be updated with the most recent information posted here.
Can you increase your height by stretching?
شنبه 11 شهریور 1396 09:08 ب.ظ
I every time spent my half an hour to read this
blog's articles everyday along with a mug of coffee.
Albertina
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 08:40 ق.ظ
Hello I am so glad I found your blog page, I really found you by
accident, while I was browsing on Aol for something
else, Nonetheless I am here now and would just like to say thanks for a tremendous post and a all round entertaining
blog (I also love the theme/design), I don’t have time to read it
all at the minute but I have bookmarked it and also added
your RSS feeds, so when I have time I will be
back to read a lot more, Please do keep up the superb
work.
علی اکبر فرقانی
جمعه 29 مهر 1390 01:38 ب.ظ
سلام امروز جمعه 29 مهر 1390موفق به مطالعه برخی مطالبتان شدم و لذت بردم. موفق باشید. دوست داشتید به من هم سربزن و لینگم کن. aliakbarforghani.blogfa.com/9007.aspx
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر