تبلیغات
سعید معیدفر - تقویت همکاری‌های درون‌ رشته‌ای و بین رشته‌ای، مهم‌ترین وظیفه انجمن‌های علمی

تقویت همکاری‌های درون‌ رشته‌ای و بین رشته‌ای، مهم‌ترین وظیفه انجمن‌های علمی

نویسنده : معیدفر
تاریخ:یکشنبه 23 مرداد 1390-01:01 ب.ظ

در آستانه برگزاری همایش "علوم اجتماعی در ایران: دستاوردها و چالش‌ها"، گفت‌وگویی را با دکتر سعید معیدفر، دانشیار گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تهران و رئیس سابق انجمن جامعه‌شناسی ایران، در مورد وضعیت علوم اجتماعی ایران و چالش‌ها و چشم‌اندازهای پیش روی آن انجام دادیم. وی در این گفت‌وگو، بر همکاری‌های درون رشته‌ای و بین رشته‌ای در حوزه‌های مختلف این دانش تأکید کرد و با توجه به تجربه چهار سال ریاست انجمن جامعه‌شناسی ایران، انجمن‌های علمی را جایگاه مناسبی برای تقویت و گسترش این همکاری‌ها دانست.
دکتر معیدفر در پاسخ به پرسشی درباره میزان همکاری‌های بین رشته‌ای در علوم اجتماعی ایران، گفت: شاید بتوان پرسش دیگری را مقدم بر این سوال مطرح کرد مبنی بر اینکه همکاری‌های درون‌رشته‌ای تا چه حد است. به نظر می‌رسد ما باید بدانیم این همکاری اساساً در درون هر رشته چقدر است تا بتوانیم در مرحله بعد، به بحث درباره همکاری‌های بین رشته‌ای برسیم. ارزیابی من این است که در ایران، ما در حوزه همکاری‌ها، چه درون رشته‌ای و چه بین رشته‌ای، در موقعیتی پایین‌تر از متوسط قرار داریم. البته به هر حال همکاری‌های شغلی بین اصحاب این رشته دیده می‌شود و به واسطه آن، مثلاً در یک دانشکده یا در تحریریه یک مجله، همکاری‌هایی برقرار است و یا اینکه مشارکت‌هایی در انجام طرح‌ها و تحقیقات دیده می‌شود؛ اما در واقع، عموماً می‌توان گفت که این همکاری‌ها چندان داوطلبانه نیست و تا حدی به دلیل الزامات شغلی و حرفه‌ای صورت می‌گیرد. این در حالی است که در این بحث، همکاری‌های داوطلبانه‌ می‌توانند خیلی تأثیرگذار بوده و بر هم‌افزایی و رشد علمی بیانجامند و در این عرصه، ما در آغاز راه قرار داریم.
وی درباره سمینارها و همایش‌های علوم اجتماعی، گفت: اگر چه تعداد زیادی از این همایش‌ها دولتی هستند؛ اما گاه در این همایش‌ها یا در حواشی آنها، ارتباطات خوبی برقرار می‌شوند که شروعی برای فعالیت‌های مشترک میان کنشگران این عرصه هستند؛ هر چند باز هم این روابط تا حد زیادی دفعی و مقطعی هستند. در این عرصه، روابط نزدیک‌تر و جدی‌‌تر وقتی ایجاد می‌شوند که ارتباطاتی به شکل سازمان‌یافته میان اصحاب علوم اجتماعی ایجاد شود که این امر از طریق نهادهای تحقیقاتی مستقل، برگزاری سلسله‌وار نشست‌های علمی، نشریات مستقل و تشکیل و تقویت انجمن‌های علمی فعال در این حوزه امکان‌پذیر است. در چنین شرایطی، روابط سازمان‌یافته‌تر و منسجم‌تری ایجاد شده که می‌توانند به موقعیتی ممتاز در همکاری‌های درون رشته‌ای و بین رشته‌ای در حوزه علوم اجتماعی بیانجامند. در علوم اجتماعی غرب، حتی در دوره جامعه‌شناسان کلاسیک، می‌بینیم که این همکاری‌ها از طریق تأسیس یک نشریه یا نهاد دیگری شکل گرفته است. عنوان مثال، دورکیم از طریق تأسیس سالنامه جامعه‌شناسی، بسیاری از شخصیت‌های علمی آن دوره را دور هم جمع کرد و طی آن، امکانی را برای تبادل افکار و نقد و نظر در میان اصحاب علوم اجتماعی پدید آورد. در عین حال، حلقه‌های دیگری به صورت مکتبی در غرب ایجاد شد، مثل مکتب فرانکفورت یا مکتب شیکاگو که افرادی را گردهم می‌آوردند که در مورد حوزه‌های مختلف به تبادل نظر بپردازند.
معیدفر تأکید کرد: ما در ایجاد محافل علمی داوطلبانه ضعف‌هایی داریم و همکاری‌هایمان همیشه به نوعی اجباری و بر حسب شرایط و کار است و نه احساس ضرورت واقعی برای حفظ رشته‌ و تقویت موقعیت آن. شاید یکی از دلایل این امر، آن است که در ایران، رابطه‌ای که باید بین صنعت و دانشگاه وجود داشته باشد، حداقل در رشته‌های علوم انسانی کمتر است و نیاز دستگاه‌ها برای کاربرد این علوم در عمل، همچنان زیر سوال می‌رود. این امر یکی از دلایلی است که سبب شده در میان کنشگران علوم اجتماعی نیز انگیزه و احساس نیاز برای گسترش همکاری‌ها و تقویت رشته و آینده آن، ایجاد نشود. در واقع، به نظر می‌رسد ما در این زمینه‌های عینی برای شکل‌دهی همکاری‌های میان رشته‌ای و تعامل بین کنشگران علوم اجتماعی، ضعف و اختلال داریم. از سوی دیگر، این امر می‌تواند بدان دلیل باشد که اساساً اقتصاد ما دولتی است و زمینه‌های لازم برای برای دخالت مستقل در حوزه اقتصاد فراهم نشده است. از این رو، ما نیز با نیازهای عینی کسانی که در حوزه‌های اقتصادی جامعه تأثیرگذارند، مواجه نبوده‌ایم و حتی رجوع دستگاه‌ها به این مراجع نیز بیشتر حالتی تشریفاتی دارد.
وی نکته تأثیرگذار دیگر در عدم شکل‌گیری مناسب این همکاری‌ها را ضعف فرهنگ نقد در جامعه دانست و گفت: افراد چندان علاقه ندارند کارهایشان مورد نقد و بررسی دیگران قرار گیرد و از آنجا که یکی از زمینه‌های شکل‌گیری همکاری‌ها، مباحثه، ارزیابی و نقد کارها از سوی دیگران است، این عدم تمایل، خود، به یک مانع در این راه تبدیل شده است. به هر حال، هر کنشگر علوم اجتماعی ایده‌هایی را می‌پروراند و با رویکرد خاص خود، نظریاتی را نسبت به جامعه‌اش ارائه می‌دهد که این دیدگاه‌ها در صورتی می‌توانند تقویت شوند که از سوی دیگران خوانده شده و مورد انتقاد قرار گیرند و فرد نهایتاً به تصحیح و تکمیل آنها بپردازد. متأسفانه ما در جامعه‌ای هستیم که نقدپذیری مشکلی است که همه، از سیاست‌گذاران تا دانشگاهیان و ... با آن مواجه‌اند و کار کردن در این زمینه و شکستن آن، یک تابو تلقی می‌شود. این در حالی است که برای تقویت همکاری‌های درون رشته‌ای و بین رشته‌ای، نخستین مرحله این است که ما بتوانیم کارهایمان را در معرض بررسی دیگران قرار دهیم. دوم این‌که کارهای دیگران را بخوانیم و نسبت به آنها بی‌توجه نباشیم و بالاخره، از دیدگاه‌های یکدیگر استفاده کنیم و به آنها ارجاع دهیم. همکاری الزاماً به معنی داشتن روابط رودررو نیست، بلکه همکاری می‌تواند در جهات فکری، با طرح و نقد دیدگاه‌ها، مراجعه و ارجاع دادن به آراء دیگران، نقد آثار دیگران و ایجاد فضای باز برای نقد شدن از سوی ایشان ادامه یابد که باعث افزایش و برهم‌افزایی علمی می‌شود. تنها نوشتن و تنها فکر کردن هر یک از ما در جهان خودمان و عدم ارجاع به افکار همدیگر، معضلی است که در ایران وجود دارد و مانع همکاری‌های میان رشته‌ای می‌شود. این مسائل در درون هر رشته‌ای وجود دارد؛ ولی به هر حال، گام‌هایی برداشته شده، مثل تشکیل انجمن‌های علمی که به‌خصوص در علوم اجتماعی تأثیرات مثبت زیادی در پیشرفت این رشته داشته است. در زمان فعالیت من در انجمن جامعه‌شناسی، تعداد گروه‌های علمی- تخصصی انجمن که هر یک به حوزه‌ای خاص از این رشته می‌پرداختند، بسیار افزایش یافت و فعالیت‌های آنها توسعه پیدا کرد. در هر کدام از این گروه‌ها، افراد با هم می‌نشینند و در طول سال، چندین سخنرانی و یا بعضاً همایشی در آن حوزه خاص برگزار می‌کنند. در واقع، در این گروه‌های زیر شاخه انجمن، برخلاف معمول، تنها دانشجویان مخاطبان ما نیستند؛ بلکه در این نشست‌ها، همکاران علمی ما، شنوندگان مباحث ارائه شده هستند و نظرات خود را در این زمینه ارائه می‌دهند؛ به خصوص وقتی در یک نشست، چند سخنران به ارائه نظر بحث و تبادل نظر می‌پردازند، فرصتی بسیار عالی برای همکاری در حوزه‌ای خاص فراهم می‌شود. انجمن علاوه بر این سخنرانی‌ها، هر سال لااقل یک همایش برگزار کرده و در آن، از تمام اصحاب علوم اجتماعی، حتی غیر جامعه‌شناسان، دعوت به عمل می‌آورد. بدین ترتیب، می‌توان گفت با فعالیت‌هایی که در این مدت در انجمن جامعه‌شناسی ایران انجام شده و می‌شود، این انجمن توانسته افرادی از رشته‌های دیگر را نیز به خود جذب کند. در واقع، اگرچه هنوز بخشی از صاحب‌نظران این رشته از انجمن فاصله می‌گیرند؛ ولی به هر حال، می‌توان گفت که فعالیت‌های انجمن طی این سال‌ها رشد زیادی داشته و همچنان رو به پیشرفت است. البته من معتقدم که توسعه این نوع فعالیت‌ها تا حدی در گرو بی‌طرفی مسئولان آن است. مسئولان انجمن باید شرایطی را فراهم کنند که زمینه و ذهنیت مثبت نسبت به این نهاد در میان افراد تقویت شود و اصحاب علوم اجتماعی احساس کنند که با نزدیک شدن به آن، نه تنها چیزی از دست نمی‌دهند، بلکه چیزهایی را نیز به دست می‌آورند. به نظر من، خوشبختانه این اتفاق تا حدی طی سال‌های گذشته افتاده است.
دکتر معیدفر خاطرنشان کرد: من معتقدم نقش اول انجمن‌های علمی، همین تقویت همکاری‌های درون‌رشته‌ای و بین‌رشته‌ای است و باید تولید علم، به عنوان هدف نهایی مورد توجه قرار گیرد؛ هدفی که از طریق گسترش همکاری‌ها بین کنشگران علوم اجتماعی اتفاق می‌افتد. من فکر می‌کنم ما تا زمانی که نتوانیم همکاری‌ها را گسترش دهیم، قطعاً نخواهیم توانست در تولید دانش و توسعه علمی هم به صورت سازمان‌یافته نقش موثر داشته باشیم. در غرب نیز همواره با وجود شاخص شدن برخی چهره‌ها، علم در میان مجموعه دانشمندان و از تعامل بین آنها شکل گرفته است. در ایران نیز انجمن‌ها باید نشان دهند که می‌توانند موقعیت‌ها و فضاهای مناسبی برای برقراری ارتباط افراد با یکدیگر فراهم کنند. خوشبختانه انجمن جامعه‌شناسی ایران در این زمینه تا حدی موفق بوده و برتری این انجمن در دو سال گذشته در میان انجمن‌های علمی کشور نیز تأییدی بر این نکته است.
رئیس سابق انجمن جامعه‌شناسی ایران در پایان، در پاسخ به پرسشی درباره فعالیت انجمن‌ها در زمینه مسائل سیاسی گفت: هدف اصلی انجمن‌های جامعه‌شناسی، بسط همکاری‌هاست. وقتی افراد دور هم جمع می‌شوند، بر حسب موضوع و اقتضائاتی که آنها را دور هم جمع کرده، می‌توانند در مسائل مختلف جامعه و حتی مسائل روز، وارد بحث شوند. البته انجمن‌های علمی نمی‌خواهند به عنوان یک تشکل یا حزب سیاسی موضع‌گیری کند؛ هر چند ممکن است اصحاب علوم اجتماعی، مستقل از انجمن، موضع‌گیری سیاسی خاص خود را داشته باشند. جامعه نیز از متفکران خود انتظار دارد که در مورد مسائل روز صحبت و تعامل کنند. در عین حال، مسئولان جامعه هم باید از این قضیه استقبال کنند و ما باید از اندیشمندان کمک بخواهیم و دعوت کنیم که در زمینه فکری خود، به ما ایده دهند. پس من توجه به مسائل سیاسی را بر حسب اقتضا، تأیید می‌کنم ولی با موضع‌گیری سیاسی انجمن‌ها مخالفم.
 


نوع مطلب : مصاحبه ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How much can you grow from stretching?
شنبه 25 شهریور 1396 03:44 ب.ظ
Hello, just wanted to tell you, I liked this post. It was inspiring.

Keep on posting!
How do you treat Achilles tendonitis?
شنبه 11 شهریور 1396 07:27 ب.ظ
Thanks a bunch for sharing this with all of us you really understand
what you're speaking approximately! Bookmarked. Kindly additionally discuss with my website =).
We can have a hyperlink exchange contract among us
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر