تبلیغات
سعید معیدفر - تحلیلی بر نقش اجتماعی مرد هزارچهره نقشی برآب

تحلیلی بر نقش اجتماعی مرد هزارچهره نقشی برآب

نویسنده : معیدفر
تاریخ:دوشنبه 24 مرداد 1390-07:15 ق.ظ

بحثی در جامعه‌شناسی یا حوزه‌های روان‌شناسی اجتماعی وجود دارد که افراد در فرآیند جامعه‌پذیری و تربیت اجتماعی به‌تدریج رشد می‌کنند و نقش‌هایی را به‌عهده می‌گیرند که جامعه از آنها انتظار دارد. کم‌کم انتظارات متقابل فرد و جامعه باعث می‌شود که هر فرد نقشی بر‌عهده بگیرد و بتواند بازیگر خوبی برای آن نقش باشد. بسیاری از مردم در نقش‌های مختلف مانند‌، مدیر‌، پزشک‌، استاد دانشگاه و هزاران هزار شغل دیگر از طریق همین فرآیند جامع‌پذیری ظاهر می‌شوند‌. نظام تعلیم و تربیت در مدرسه و دانشگاه نقش‌هایی را که افراد باید ایفا کنند به آنها آموزش می‌دهد. در گذشته‌، ایفای این نقش‌‌ها طی فرآیندی بسیار طولانی محقق می‌شده و سال‌ها طول می‌کشیده و نقش‌ها می‌گذشته تا یک نقش تغییر کند. پایگاه‌های اقتصادی و خانواده در طول زمان آن نقش را شکل می‌داد. قبل از اینکه افراد متولد بشوند، برایشان نقش در نظرگرفته شده بود و پس از تولد نیز سعی می‌کردند نقشی را که برایش تعریف شده را فرا‌بگیرند. در دنیای امروز، نقش‌ها بیشتر اکتسابی‌اند و محصول سنتی نیستند. در واقع افراد ممکن است طی یک فرایند صحیح اجتماعی شدن به پایگاه اقتصادی و اجتماعی متفاوتی با پایگاه خود برسند و یا ارتقای شغلی بیابند. در دنیای توسعه‌یافته، با توجه به تعاریف امروزین ساز‌وكارهای مناسب و بهنجار برای ارتقای اجتماعی مهیا می‌شود. فرد ممکن است به لحاظ خانوادگی شرایط لازم را نداشته باشد، اما این نقیصه از طریق بقیه نهاد های جامع پذیر مانند مهد کودک، مدرسه و دانشگاه رفع می‌شود.

در جامعه ایران، مشکلاتی در نهادهای جامع‌پذیر وجود دارد. افراد ممکن است بدون داشتن پایگاه اقتصادی و اجتماعی مناسب، به دلیل اختلال در نظام تعلیم و تربیت صاحب مدرکی هم شوند‌.این افراد فرآیند تربیتی مناسب را برای ایفای یک نقش یا یک شغل مهم را طی نکرده اند؛ اما یک نام یا یک مدرک یا یک اسم دارند. هم اکنون افرادی را می بینیم مانند یک پزشک که ممکن است این مدرک را داشته باشد اما زمینه های تربیتی را برای تبدیل شدن به یک پزشک ندارند نمی توانند ویژگیهای نقش خود را به درستی ایفا کنند. در سریال مرد هزار چهره این موضوع مطرح شد . مشاغلی همانند شاعر، پلیس، پزشک وجود داشت که آن نقش با مسایل دیگر ترکیب شده بود. حتی کسانی را که به لحاظ مدرک و جایگاه آن نقش را پذیرفته بودند زمینه سو استفاده را فراهم می کردند. یک آدم غیر حرفه ای و حقه باز فقط نقش را خوب بازی می کرد چرا که به خاطر اختلال آن نقش، حتی توانایی حراست از این نقش‌ها را نداشت.

افرادی که قرار است چنین نقش هایی را به عهده بگیرند زمینه های تربیتی مناسب آن را ندارند بنابر این فقط بلدند که ادای آن نقش را در بیاورند. نقش اول این سریال یا همان آقای شصت چی یک اختلال دیگر را نیز نشان می داد. در دنیای امروز اگر چه مشاغل و جایگاه آدم‌ها متفاوت است اما همیشه راه برای کسی که تلاش بیشتری می کند باز است. در جامعه ایران احترام وشان آدمها نابرابر شده است و فاصله اجتماعی بسیاری بین نقشهای اجتماعی ایجاد شده است و این خود موجب بی حرمت شدن برخی نقش‌ها و احترام بیش از حد به برخی دیگر از نقش‌ها شده است به طور مثال کسانیکه به دنبال تحصیلات عالی می روند انتظار احترام بیش از حد در آن شغل یا حرفه دارند اما این احترامهای اضافی باعث بی تعادلی در جامعه شده است. گرفتن مدرک و دکتر و مهندس شدن یکی از تبعات همین احترام بیش از حد است. این مساله باعث شده تا خیلی‌ها نقش هایی را به عهده بگیرند که با روحیاتشان سازگار نیست در نتیجه حجم وسیعی از کسانی که مهندس و دکتر می شوند به دنبال احترام بیش از حدی هستند که در این مشاغل وجود دارد این نگاه طبقاتی باعث بی انگیزگی در سایر نقش‌ها به خصوص مشاغل مربوط به علوم انسانی می شود و افراد با انگیزه های مادی و اسمی نقش هایی را بر عهده می گیرند که ممکن است آن نمقش‌ها را خراب کنند. در جامعه ایرانی آدمها متناسب با انتظارات افراد اطراف خود عمل می کنند بنابر این آن چیزی را که دوست دارند و هستند را انجام نمی دهند. آقای شصت چی هر بار که می گفت “من فلانی ام” اما کسی نمی شنید. کسی نمی خواست شصت چی خودش باشد، همان کارمند ساده اداره ثبت احوال، همه می خواستند شصت چی همانی باشد که آنها می خواهند. در نتیجه او نیز نتوانست در برابر جامعه اطرافش مقاومت کند و تبدیل به شخصیتی شد که خودش نبود وهزاران چهره ای بود که جامعه از او توقع داشت. این نشان دهنده هزار چهرگی در جامعه ایرانی است به همین دلیل افراد در جامعه ایران نمی توانند رو راست باشند و در واقع مجبورند نقش هایی را بازی کنند که نه دوست دارند و نه می توانند اما ناچارند که با نقش هایی که صورتکی ازآنهاست در جامعه رفت آمد کنند. این مساله باعث شده تا مانع از فردیت آدمها شود . جامعه اگر دوست داشت شصت چی در همان نقش خودش ظاهر می شد و آن نقش را پست نمی شمرد و به ان نقش احترام می گذاشت نقش کارمند ساده اداره ثبت احوال به خوبی اجرا می شد اما جامعه چیز دیگری را به این کارمند ساده دل تحمیل کرد.

منبع:شماره 12 سپیده دانایی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How do you get a growth spurt?
پنجشنبه 23 شهریور 1396 03:14 ب.ظ
I am regular reader, how are you everybody?

This paragraph posted at this site is actually pleasant.
chaturbate hack free
دوشنبه 13 شهریور 1396 08:07 ق.ظ
Howdy! I'm at work browsing your blog from my new iphone
3gs! Just wanted to say I love reading your blog
and look forward to all your posts! Keep up the excellent work!
home std test
دوشنبه 5 تیر 1396 01:02 ق.ظ
قلب از خود نوشتن در حالی که صدایی مناسب اصل آیا واقعا
کار خوب با من پس از برخی از زمان.
جایی در سراسر پاراگراف شما موفق به
من مؤمن اما فقط برای while. من هنوز مشکل خود را با جهش در منطق و یک
ممکن است را سادگی به پر همه کسانی
شکاف. در صورتی که شما که می توانید انجام من خواهد قطعا تا پایان مجذوب.
BHW
جمعه 1 اردیبهشت 1396 01:00 ب.ظ
Hola! I've been reading your web site for a long time now and
finally got the courage to go ahead and give you a shout out from Porter Tx!
Just wanted to tell you keep up the excellent work!
پنجشنبه 11 تیر 1394 07:39 ب.ظ
در دوران پسا تحریم هیچکس دلواپس نخواهد بود
پنجشنبه 11 تیر 1394 07:30 ب.ظ
در دوران پسا تحریم هیچکس دلواپس نخواهد بود
پنجشنبه 11 تیر 1394 07:24 ب.ظ
در دوران پسا تحریم هیچکس دلواپس نخواهد بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر