تبلیغات
سعید معیدفر - دختران و تنگناهای دوران گذار

دختران و تنگناهای دوران گذار

نویسنده : معیدفر
تاریخ:دوشنبه 24 مرداد 1390-07:29 ق.ظ

دختران جوان هم مثل سایر اقشار جامعه مشكلاتی دارند كه بنده در این مجال، سعی خواهم كرد به چند مورد آن به‌صورت خلاصه بپردازم.

همان‌طور كه می‌دانید، اهمیت آموزش عالی پس از انقلاب، به ویژه در سال‌های اخیر، دو چندان شده و جوانان بسیار علاقه‌ دارند كه وارد دانشگاه شوند و مدارج عالی را بپیمایند. ابتدا این گرایش مثل سایر موارد اجتماعی و فرهنگی بیشتر خاص مردان بود که استقبال زیادی از آن می‌كردند، ولی به تدریج این شرایط برای بانوان هم مهیا شد و در چند سال اخیر، حتی از مردان پیشی گرفتند، طوری که طبق آمار، امروز بیش از 60 درصد كرسی‌های دانشگاه را به خودشان اختصاص داده‌اند. البته به نظر من، این برتری عددی پس از مدتی، همان‌گونه كه برای مردان نیز اتفاق افتاده بود، به تعادل خواهد رسید. علت اصلی افزایش تعداد دختران در دانشگاه در سال‌های اخیر جبران تأخر فرهنگی برای زنان و دختران جامعه ماست. همان‌طور كه گفته شد، این برتری به تعادل خواهد رسید و گرایش افراطی برای ورود به دانشگاه به گونه‌ای می‌شود كه هركس بر اساس نیاز و علاقه‌اش عمل کند. یعنی ورود به دانشگاه از حالت پرستیژ و مد خارج خواهد شد و شکل نیاز و كار عملی به خودش می‌گیرد. البته در این مورد، كارهایی انجام می‌شود كه خیلی پسندیده نیست، مثل تصویب محدود كردن ظرفیت ورود دختران به دانشگاه. ما در شرایطی به سر می‌بریم كه نمی‌توانیم در این زمینه مداخله كنیم، چرا كه متأثر از شرایط جهانیم و این راه‌حل‌ها تنها باعث افزایش حساسیت‌ها می‌شود. بنابراین، پیش‌بینی می‌شود كه این روند تا زمانی كه تأخیر جبران شود ادامه پیدا کند.
مشكل دیگری كه به تحصیلات دختران مربوط می‌شود و به ویژه در دهه آینده
پررنگ‌تر خواهد شد باسوادی دخترها و بی‌سوادی پسران است. این مسئله قطعاً باعث بروز مشكلاتی در زندگی مشترك آنها خواهد شد. از گذشته رسم بر این بوده كه آقایان برتری نسبی از لحاظ سواد، دانایی، وضعیت اجتماعی و اقتصادی به خانم‌ها داشته باشند. جالب است این موضوع به همان شیوه به دختران امروزی منتقل شده، یعنی آنها دوست دارند همسری برای خود انتخاب كنند كه از لحاظ اجتماعی، تحصیلات و شرایط اقتصادی برابر یا بالاتر از آنها باشد. مثلاً دختران لیسانس دوست دارند با مردان فوق لیسانس یا حداقل لیسانس ازدواج كنند و چون تعداد پسران تحصیل‌كرده كم است، باعث به تأخیر افتادن سن ازدواج و مشكلات دیگر می‌شود. اگر بخواهیم از آن طرف هم به این قضیه نگاه كنیم، باز با مشکلاتی مواجهیم. فرض كنید همین دختران به ازدواج‌هایی تن بدهند كه در آن میزان تحصیلات پسر كمتر از آنها باشد؛ در این صورت نیز باعث بروز اختلافات و نابسامانی‌هایی بین آنها خواهد شد.
نکته دیگر مشكل امنیت دختران جوان در زمینه‌های روانی و به ویژه امنیت اجتماعی است. البته امنیت تنها برای زنان جامعه ما مطرح نیست، بلكه در جوامع دیگر هم با شدت و ضعف‌ وجود دارد. اصولاً موضوع امنیت در مورد كودكان، سالمندان، اقلیت‌های دینی و قومی و در مجموع، قشر آسیب‌پذیر جامعه كه نمی‌توانند از خودشان دفاع كنند، مطرح است. در همه جای دنیا مردان آسان‌تر از دیگر اقشار در شب‌ تردد می‌كنند. در جامعه ما، زنان به دلایل فرهنگی و دینی بیشتر به عنوان حریم مطرحند و به همین دلیل، شاید بیشتر در معرض خطر باشند. البته این مسئله هم مثل سایر موارد دارد كم‌رنگ‌تر می‌شود و همین تردد زیاد زنان در جامعه باعث می‌شود خطرات رفته‌رفته كاهش پیدا کند و جامعه آن را به عنوان هنجار بپذیرد. مثلاً در گذشته، شاهد بودیم كه دختران خیلی كم در شب تردد می‌كردند، اما امروزه می‌بینیم كه این امر طبیعی انجام می‌گیرد. البته طبیعی است که دولت و شهرداری‌ها می‌توانند مكان‌های پرخطر برای زنان و دختران را شناسایی و در مورد آنها چاره‌اندیشی کنند تا باعث کاهش خطرات شوند. مثلا ًدر حادثه پاكدشت به دلیل خلل‌های شهرسازی، شاهد وقوع فاجعه بودیم. بنابراین، امنیت بیشتر به برنامه‌ریزی و ساخت شهری مربوط می‌شود كه امید است مسئولان اهتمام بیشتری به آن داشته باشند.
مسئله دیگر تفاوت دیدگاه‌های دختران با خانواده‌هایشان در مورد مثلاً انتخاب شغل و همسر است. این مسئله به ویژه در مناطقی كه حالت دوفرهنگی پیدا كرده، مثل مناطق محروم و كم توسعه، بیشتر دیده می‌شود، زیرا از یك طرف، شاهد فرهنگی هستیم كه از گذشته استمرار داشته و پدران و مادران حامی آن هستند و از طرف دیگر، نسلی كه حاملان فرهنگ جدید هستند. بنابراین، وجود یك سری تعارض در ارزش‌ها طبیعی است و این به نوبه خود، باعث مطرح شدن شكاف فرهنگی می‌شود. در شهرهای بزرگ و توسعه‌یافته، پدران ومادران سعی می‌كنند این دیدگاه‌های متضاد را به رسمیت بشناسد و یا حداقل با آنها همدردی كنند، اما متأسفانه در مناطق بسته و محروم این مسئله چندان مسالمت‌آمیز حل نمی‌شود و حتی در مواقعی، باعث فرار، خودكشی و خودسوزی دختران می‌شود. برای حل این قضیه می‌توان با آموزش، فرهنگ‌سازی، تعلیم والدین، گسترش فرهنگ گفتمان بین‌نسلی و مداخلات جامعه‌شناختی و روان‌شناختی قدمی مؤثر برداشت.
نتیجه اینکه معتقدم که تحمل این مسائل برای جامعه زمانی آسان خواهد شد كه بپذیریم همه این مشكلات دشواری‌های دوران گذار است و چاره‌ای جز تحمل آنها نیست.

منبع:شماره 28 سپیده دانایی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Nauseatingcoffi65.jimdo.com
سه شنبه 19 اردیبهشت 1396 12:10 ب.ظ
Wonderful blog! I found it while surfing around on Yahoo
News. Do you have any suggestions on how to get listed in Yahoo
News? I've been trying for a while but I never seem to get there!
Cheers
BHW
جمعه 1 اردیبهشت 1396 05:37 ب.ظ
Write more, thats all I have to say. Literally, it seems as though you relied
on the video to make your point. You obviously know what youre talking
about, why throw away your intelligence on just posting videos to
your blog when you could be giving us something enlightening to
read?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر