تبلیغات
سعید معیدفر - قهرمانان

قهرمانان

نویسنده : معیدفر
تاریخ:دوشنبه 24 مرداد 1390-07:33 ق.ظ

روتیتر: بن‌بست لیدرهای فكری و آسیب‌های آن در گفت‌وگو با رئیس سابق انجمن جامعه‌شناسی ایران

تیتر: گروه‌های غیرخودی مرجع نسل جدید

مصاحبه کننده: مهدی ربوشه

نسل جدید از كدام لیدرها و كدام قهرمانان پیروی می‌كند؟ لیدرهای فكری و اجتماعی ـ و نه سیاسی ـ نسل جدید چه كسانی هستند؟ چرا جریان لیدرهای فكری در ایران به بن‌بست رسیده است؟ اینها و سؤالات بسیار دیگر، ‌موضوع گفت‌وگوی ما را با دكتر «سعید معیدفر» رئیس سابق انجمن جامعه‌شناسی ایران و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، در یك فرصت اندك تشكیل دادند. پاسخ‌های كوتاه وی حین گفت‌وگو باعث پرسش‌های فراوانی می‌شد كه البته جای تأمل و نقد را گشوده است.

نگاه ویژه ما، ‌مبحث قهرمانان در ایران است. این بحث را چطور می‌بینید؟

به نظرم، سوژه نابی است. وقتی از لیدرها صحبت می‌كنیم، باید موضوع خودمان را مشخص كنیم. اینكه درباره رهبران فكری حرف می‌زنیم یا گروه‌های مرجع، چون این دو با هم تفاوت دارد.

جهت‌گیری نسل جدید در ایران در حال حاضر نشان‌دهنده چیست؟

فكر می‌كنم آنها به گروه‌های مرجع غیرخودی رو آورده‌اند.

اما در داخل هم گروه‌هایی مورد توجهند. این‌طور نیست؟

بله، اما این گروه‌ها كامل نیستند. در واقع، افراد یا گروه‌هایی در حال حاضر خود را مرجع و الگو معرفی می‌كنند كه چندان هم با ارزش‌های ملی و معنوی همخوانی ندارند.

آیا در این باره تحقیقاتی صورت گرفته؟

بله و پاسخ‌هایی هم وجود دارد. اینكه مثلاً طی سال‌های اخیر برخی از هنرمندان و ورزشكاران به موضوع مهمی تبدیل شده‌اند. البته چهره‌های جنجالی غرب را هم به این دو طیف اضافه كنید.

چرا بسیاری از این افراد به عنوان الگو یا لیدر مورد انتقادند؟

چون بیشتر این افراد در زمان فراغت از سوی جوانان انتخاب می‌شوند و البته این توانایی را ندارند كه بر كل شخصیت فرد تأثیر بگذارند.

به هر حال، همین دسته هم چون مورد توجه قرار می‌گیرند، قابل بحث به نظر می‌رسند. موافقید؟

بله، قابل بحثند، اما الگوبرداری جوانان از این افراد كوتاه‌مدت است، پایدار نیست و اساساً نمی‌تواند روی جوان به‌طور جدی تأثیرگذار باشد.

درباره بحث دوم،‌ یعنی رهبران فكری، چطور تحلیل می‌كنید؟

خب، تاریخ ایران پر از رهبران فكری است. در مقاطع خاصی شخصیت‌های علمی، ‌فكری و دینی به مراجعی بزرگ تبدیل و گاهی باعث وقوع جریان یا نهضتی شده‌اند. مثلاً شخصیت امام خمینی (ره) را می‌توان در همین دسته جا داد، یك چهره محبوب و بی‌نظیر.

چرا به خصوص در دهه اخیر،‌ با افت شدید ظهور ایده‌های فكری مواجهیم؟

چون دولت می‌خواهد همه مسئولیت‌ها را خودش بر عهده بگیرد، حتی در حوزه راهبری فكری. این است كه در واقع، استفاده از مراجع فكری افت شدیدی داشته. این احساس بی‌نیازی به مرور همه را با مشكل روبه رو می‌كند. در واقع، ‌این همه‌كاره بودن دولت باعث شده تا مردم فكر كنند همه چیز خودكار درست می‌شود و دیگر كسی نیاز به برگزیدن لیدرهای فكری و اجتماعی و پیروی از آنها به عنوان راهبر ندارد.

می‌توان این‌طور برداشت كرد كه دیگر جوامع نیازی به راهبران و قهرمانان ندارند؟

من از یك نوع طرز تفكر حرف زدم، طرز تفكری كه می‌گوید اگر روزی در عصر مدرن افراد به دنبال چهره‌ها بودند، الان در دوره پست‌مدرن اعتبار خیلی چیزها از بین رفته.گویا مسائل مهم دارند به سمت عادی شدن می‌روند.

پس تكلیف جامعه ایرانی در این زمان چیست؟

دقیقاً مشكل همین‌جاست. تكلیف ما هنوز معلوم نیست. تمام جوامع نسبتاً وضعیت اجتماعی تثبیت‌شده‌ای دارند، اما جامعه ما فرق می‌كند. هنوز در حال گذار است. به عبارتی، در تعلیق میان سنت و مدرنیته است.

پس هویت ایرانی ما نقشی در این جریان ندارد؟

ببینید، جوانان در جامعه ما دچار شخصیت‌های چندتكه شده‌اند، الگوهای متنوعی را انتخاب می‌كنند و شخصیت تركیبی پیدا كرده‌اند. در چنین حالتی می‌توانید تصور كنید چه اتفاقی رخ می‌دهد. كوتوله‌های متعددی پدید می‌آید، كوتوله‌هایی كه لیدر نیستند. در واقع، بیشتر مد محسوب می‌شوند و تاریخ مصرف دارند.

واقعاً در این میان وضعیت ما چطور می‌شود؟

ابتدا باید بپذیریم كه لیدر تأثیرگذار نداریم. اما درباره وضعیت ایده‌آل هم معتقدم به تعداد كتاب‌هایی كه ترجمه می‌شود باید شخصیت‌های راهنما و تحول‌آفرین داشته ‌باشیم. البته من از لیدرهای فكری حرف می‌زنم، یعنی مقوله‌ای كاملاً اجتماعی، چون معتقدم جریان لیدرهای فكری تأثیرگذار در ایران به بن‌بست رسیده و سست شده. آنها شدیداً دچار سرخوردگی شده‌اند. تخریب این جریان ضرورتاً عامل بیرونی ندارد. بسیاری از مواقع همه ما در صدد تخریب یكدیگر برآمدیم و بعد با خودمان فكر كردیم كه چرا دیگر لیدرهای تأثیرگذار نداریم.

آیا می‌توان امید داشت كه دوباره لیدرهای جدیدی وارد عرصه شوند؟

ببینید، امروز جوامع در حال عبور از لیدرها هستند. شاید ما خودمان را در دوره تنوع‌طلبی و تكثر باز پیدا كنیم، مرحله‌ای كه هر فرد طبق شخصیت خودش به جریان‌ها نگاه كند و آنها را بپذیرد. البته ما هنوز به آن مرحله نرسیده‌ایم، چون اساساً كانال‌های شكل‌گیری لیدرها تخریب شده‌اند.

از سویی صحبت از امیدواری نیست. وقتی فرایندی سالم در جامعه وجود نداشته باشد، نتیجه مطلوب نخواهد بود. بحران فكری نسل جدید ما را فرا گرفته. اعتماد اجتماعی به امر بعیدی تبدیل شده. من متأسف می‌شوم وقتی جوانان را می‌بینم كه به آدم‌های بی‌هویت تأسی می‌كنند. گویا این اتفاق از سر استیصال رخ می‌دهد، در حالی كه جامعه باید بداند هرگز دستی از آسمان نمی‌آید كه همه كارها را برای ما سروسامان دهد.

راهكاری به ذهن شما می‌رسد؟

تحول هر نهادی زمان‌بر است. فرهنگسازی در الگوبرداری با مداخله‌های كوتاه‌مدت حل نمی‌شود. متأسفانه جامعه هنوز در زمینه نیاز به ظهور ایده‌ها احساس خلأ نمی‌كند. مجموعه‌ای از عوامل و موقعیت‌ها باید پیش بیاید تا به تدریج به شرایط بهتری برسیم.

منبع:شماره 13 سپیده دانایی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How long does Achilles tendonitis last for?
شنبه 11 شهریور 1396 06:13 ب.ظ
Can you tell us more about this? I'd care to find out some
additional information.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر