تبلیغات
سعید معیدفر - مزاحمت های خیابانی

مزاحمت های خیابانی

نویسنده : معیدفر
تاریخ:دوشنبه 24 مرداد 1390-07:40 ق.ظ

مصاحبه کننده: مهدی ملك محمد

شاید میزان مزاحمت‌هایی که دختران و زنان در خیابان‌ها با آنها مواجه می‌شوند در آمارها ذكر نشود، اما فقدان آمار به معنای نبودن چنین معضلی نیست. متأسفانه، تقریباً همه زنان در هر موقعیت سنی، با هر نوع حجاب و پوشش و هر نوع چهره‌ای ، با مزاحمت‌های خیابانی مواجه می‌شوند. جامعه‌شناسان و روان‌شناسان هركدام از نگاه تخصصی خود به علل این پدیده می‌پردازند. روان‌شناسان مشكلات شخصیتی و روانی را عاملی مهم در ایجاد مزاحمت‌های خیابانی می‌دانند و جامعه‌شناسان مشكلات ساختاری و مسائل بنیادینی را كه جامعه با آنها درگیر است مهم‌ترین عامل تلقی می‌كنند. دكتر سعید معیدفر، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه تهران، كه سابقه ریاست انجمن جامعه‌شناسی ایران را در پیشینه خود دارد، معتقد است علت مزاحمت‌های خیابانی را  باید در مشكلات ساختاری جامعه ایران از جمله تغییر سبك زندگی و فاصله افتادن بین بلوغ جنسی و بلوغ اجتماعی جست‌وجو كرد. وی در این گفت‌و‌گو بارها به این نكته اشاره می‌كند كه ما برای این مسائل راهكاری نداریم و تنها راه‌حل برای مواجهه با نابهنجاری‌هایی چون مزاحمت‌ خیابانی پرداختن به مسائل اساسی و ارائه راه‌حل‌هایی مناسب برای آنهاست.

* مزاحمت خیابانی رفتارهای متعددی را شامل می‌شود. شما چه تعریفی از مزاحمت‌های خیابانی دارید؟

مزاحمت خیابانی انواعی دارد. یك نوع آن مزاحمت اوباش است كه عمدتاً نیروی انتظامی با آنها به عنوان مزاحمان خیابانی برخورد كرده. اما ظاهراً منظور شما مزاحمت‌هایی است كه جنبه جنسی دارد. برای مثال، متلك‌گویی‌ها یا بوق‌زدن برای زنان و دخترانی كه كنار خیابان ایستاده‌اند. البته این خودش می‌تواند جزئی از یك بحث بزرگ‌تر یعنی روابط نامشروع باشد كه ما آن را مزاحمت خیابانی نمی‌دانیم. وقتی دختران و زنان بدون خواست خودشان مورد تعرض و مزاحمت قرار بگیرند، به آن مزاحمت خیابانی می‌گوییم.

* در تحقیقات مربوط به مزاحمت‌های خیابانی، روی خشونت خیابانی علیه زنان تأکید می‌شود. شما رابطه بین خشونت خیابانی علیه زنان و مزاحمت‌های خیابانی را چطور تبیین می‌کنید؟

بنابه تعریف ما، یكی از عوامل خشونت خیابانی علیه زنان مزاحمت خیابانی است. ممكن است گاهی اوقات این نوع خشونت جنبه جنسی نداشته باشد و به دلیل ضعیف‌تر بودن زنان از نظر جسمی به صورت‌‌های مختلف به حقوق آنها تعرض شود؛ مثلاً  اموال آنها به سرقت برده شود. همان‌طور كه می‌دانید، در غرب، نحوه ارتباط زنان و مردان مثل جامعه ما نیست و آزادانه‌تر با همدیگر برخورد می‌كنند. بیشتر مزاحمت‌ها در آن جوامع به شكل تعرض و تجاوز است و به همین دلیل، آنجا به خشونت خیابانی علیه زنان بیشتر از مزاحمت خیابانی توجه می‌شود.

* آیا می‌توان گفت كه همه رفتارهای مردان در جامعه كه محدودكننده آزادی‌های زنان در مكان‌های عمومی از جمله خیابان‌ها و مكان‌های خرید است، مزاحمت‌ خیابانی محسوب می‌شود؟

این بستگی به تعریف ما از مزاحمت‌ خیابانی دارد. اگر بخواهیم معادل غربی مزاحمت خیابانی را درنظر بگیریم، بیشتر خشونت علیه زنان است كه مطرح می‌شود. اما همان‌طور كه اشاره كردم، در فرهنگ ما مزاحمت‌های خیابانی بیشتر جنبه جنسی دارد تا جنبه‌های دیگر. شاید دلیل اینكه خشونت‌های خیابانی علیه زنان، آن‌طور كه در غرب مطرح است، در جامعه ما مطرح نیست این باشد كه مروت و جوانمردی در جامعه ما اجازه رفتارهای خشونت‌آمیز را علیه زنان نمی‌دهد. به هر حال، من اطلاعی از این نوع رفتارها در ایران ندارم كه یا به دلیل گزارش نشدن آن است و یا اینكه به ندرت اتفاق می‌افتد.

* به عنوان جامعه‌شناس، مهم‌ترین عوامل اجتماعی شكل‌گیری مزاحمت‌های خیابانی را در ایران چه عواملی می‌دانید؟

البته ما در همه كشورها این مسئله را داریم. زنان در اكثر كشورها مورد مزاحمت قرار می‌گیرند كه علتش به نظر فمینیست‌ها این است كه در جوامع مردسالار مردان بر زنان تسلط دارند و چون قدرت دارند، زنان به‌عنوان جنس دوم مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند. جدا از این، من در مورد علل این مزاحمت‌ها در جامعه ایران بحث دیگری دارم. من برای یكی از سمینارها مقاله‌ای نوشتم و آنجا مطرح كردم كه وقتی به كشورهای مختلف اروپایی می‌روم، از موزه‌هایشان هم دیدار می‌كنم. در آثاری كه از تمدن‌های بزرگ غربی همچون یونان و مصر مشاهده كردم شاهد مجسمه‌های عریان زنان آن تمدن‌ها بودم. در تمدن یونان عریانی پدیده رایجی است. اما  من هیچ مجسمه عریانی از زنان ایران باستان در هیچ موزه‌ای ندیده‌ام. این موضوع برایم جالب بود. وقتی سفرنامه‌های شرق‌شناسان را از ایران مطالعه كردم، متوجه شدم كه در ایران عفاف بسیار اهمیت داشت و به همین دلیل، جامعه ایران دارای فرهنگ بسیار پاكی بود و اینكه مردی برای زنی مزاحمت ایجاد كند بسیار زشت تلقی می‌شد. اگر موردی هم وجود داشت، به بدترین شكل ممكن با او برخورد می‌شد. متأسفانه، در چنین جامعه‌ای كه چنین سابقه‌ای دارد، امروز شاهد مردانی هستیم كه مزاحم زنان می‌شوند و این صحنه‌ها در جامعه امروز ما به طور متعدد اتفاق می‌افتد. یا متلك‌پرانی آن‌طور كه در خاطرم هست، از دهه‌های 40و 50 در شهر خود ما پدیده رایجی بود. باید ببینیم در جامعه ما چه تغییرات و تحولاتی اتفاق افتاده كه ‌چنین شده. به‌نظر می‌رسد كه این نوع مزاحمت‌ها كه امروز ما در جامعه شاهد آن هستیم، بسیار شدیدتر از كشورهای توسعه‌یافته است. به نظر من، یكی از دلایل آن تغییر سبك زندگی در جامعه است. سبك زندگی جامعه ما در دهه‌های اخیر به شدت تغییر كرده. در واقع، جامعه ما هم در ساخت و هم در سبك زندگی تحت تأثیر فرایندهای مدرن قرار گرفته و دوگانه‌ شده. از یک طرف، ارزش‌های سنتی را داریم و از طرف دیگر، آخرین تصاویر و محصولات فرهنگی غرب را از طریق اینترنت، ماهواره و رسانه‌های جمعی دریافت می‌کنیم. در غرب برای در معرض امواج گرفتن راه‌حل‌هایی در نظر گرفته‌اند، در صورتی که ما در جامعه‌مان راهکاری نداریم. در واقع، بین فرهنگ غرب و اجتماعی‌مان که محدودیت‌ها و مسائل خاص خودش را دارد، عدم تعادلی به وجود آمده که باید برای آن راهکاری اندیشیده شود. مسئله دیگر این است که به دلیل تغییر شرایط جامعه، بین بلوغ طبیعی و بلوغ عرف اجتماعی فاصله‌ ایجاد شده. در كشورهای غربی، برای این فاصله تمهیداتی اندیشیده شده، اما در جامعه ما هیچ طرحی برای پركردن این فاصله وجود ندارد. از دهه 1960 در غرب، رابطه پسر و دختر قبل از ازدواج مسئله‌ای طبیعی و این فاصله در آن جوامع به این شكل پر شد، ولی در جامعه ما روابط قبل از ازدواج دختر و پسر هم به لحاظ عرفی و هم به لحاظ شرعی پذیرفته نمی‌شود. بنابراین، عملاً برای پركردن این فاصله هیچ تعریفی وجود ندارد. همچنین، در گذشته، چون بلوغ اجتماعی به بلوغ طبیعی نزدیك بود، فرد مهارت‌هایی فرا می‌گرفت، ولی الان به دلیل تحصیلات و مواردی از این دست، فرد نمی‌تواند مهارتی كسب كند. اكنون فاصله بین بلوغ طبیعی و اجتماعی حدود 14-15 سال است و چون برای این فاصله تعریفی وجود ندارد اختلال ایجاد شده. ما هیچ برنامه‌ای برای این فاصله 14-15ساله نداریم و تمامی راه‌حل‌ها از جمله صیغه‌كردن به دلیل قبول نكردن جامعه كارآمد نبوده. والدین به‌هیچ وجه حاضر نیستند رابطه دختر و پسر را قبل از ازدواج در قالب قانونی دربیاورند. به هر ترتیب، امروز با توجه به مشكلاتی چون اشتغال و انتظارات جامعه از زن و شوهر كه در جامعه ما وجود دارد، امكان اینكه فردی بتواند خانواده‌ای را اداره كند كم است. بنابراین، بخشی از مزاحمت‌های خیابانی ناشی از همین فاصله است كه جامعه برای آن هیچ راهكاری ندارد و رهایش كرده. طبیعی است كه غرایز جنسی وجود دارد و خودش را به این‌صورت نشان می‌دهد. علاوه بر این، به نظر من، مشکل دیگری که مزاحمت‌های خیابانی را تشدید می‌کند رابطه زن و مرد در زندگی زناشویی است. ببینید، بخشی از مزاحمت‌های خیابانی در جامعه ما مربوط به مردهای متأهل است. دلیل آن هم این است که بنابه عرف جامعه ما، زوجی که با هم ازدواج می‌کنند باید تمام تلاششان را بکنند كه تا پایان عمر با همدیگر باشند و علی‌رغم تمامی تفاوت‌ها و اختلافاتی كه دارند، به خاطر نفس حرمت ازدواج و یا به خاطر بچه‌هایشان از همدیگر جدا نشوند. البته در جامعه ما راهکار طلاق وجود دارد، اما می‌دانیم که در عرف ما، برخلاف جوامع غربی، این مسئله چقدر منفی و عوارض آن به خصوص برای زنان چقدر ناگوار است. بنابراین، رویکرد خانواده‌ها این است که به هر ترتیب،‌خانواده‌شان را حفظ کنند، و این مشکلاتی به وجود می‌آورد. به هرحال، وقتی مردی از لحاظ جنسی و روانی تأمین نشود، سعی می‌کند از طریق مزاحمت‌های خیابانی جبران كند. در سال 80 که به انگلیس رفته بودم، متوجه شدم میانگین عمر زندگی زناشویی هفت سال است. درست است که زن و مرد به همدیگر وفادار بودند، اما به محض اینکه به عدم تعادل در مسائل شخصیتی یا جنسی می‌رسیدند بدون اینکه نگران بچه‌هایشان باشند و یا عرف آنها را محکوم کند، از همدیگر طلاق می‌گرفتند. ولی چون این ماجرا در جامعه ما وجود ندارد، با مسائلی چون خیانت و یا مزاحمت‌های خیابانی مواجه می‌شویم. به نظر من، در شرع هم برای فاصله بین بلوغ طبیعی و اجتماعی و هم برای عدم تعادل زن و مرد در زندگی زناشویی راهکارهایی وجود دارد. ولی عرف ما به دلیل اندیشه‌های مدرن و وارداتی این راهکارها را نمی‌پذیرد. این مسئله که زن و مرد تا پایان عمر باید به هم وفادار باشند و به هیچ وجه نباید از همدیگر جدا شوند از مسیحیت به جامعه ما آمده، و زنان، حتی زنان مذهبی، عملاً به شدت روی آن تأكید می‌كنند و به هیچ‌وجه حاضر نیستند راهکارهای دیگری را که شرع در نظر گرفته به حساب بیاورند.

* به نظر می‌رسد در فرهنگ مردسالار معمولاً زنان نه به عنوان انسان، بلکه به عنوان سوژه جنسی دیده می‌شوند. شما این نگاه را چقدر در شکل‌گیری مزاحمت‌های خیابانی سهیم می‌دانید؟

به نکته جالبی اشاره کردید. من هم خودم بارها به این موضوع فکر کرده‌ام که چرا زنان در جامعه ما به قول شما، به عنوان سوژه جنسی در نظر گرفته می‌شوند، نه به‌عنوان همنوعی که توانایی‌های مختلفی دارند و می‌توانند به درجات بالای اجتماعی برسند. این مسئله در کشورهای دیگری که زنان به جایگاه واقعی خودشان رسیده‌اند تا حدی تعدیل شده. البته در همان کشورها هم این تغییر دیدگاه به طور مطلق اتفاق نیفتاده. هما‌نطور که می‌توانید ملاحظه کنید، همین الان در کشورهای توسعه‌یافته که زنان در مقام بالای علمی، سیاسی و اجتماعی قرار دارند، همچنان وجه جنسی زنان وجه غالب و جذاب است و در فیلم‌ها و تبلیغات به آن پرداخته می‌شود. همچنین، باید گفت که این نوع نگاه به زنان تا حدی به موقعیتی که زنان از خودشان در جامعه تعریف می‌کنند بستگی دارد. به نظر من، اکثر مزاحمان خیابانی مزاحم هر زنی نمی‌شوند و تنها مزاحم گروهی از زنان می‌شوند که پوشش و رفتارشان مغایر با عرف است. نمی‌خواهم بگویم که این مزاحمت‌ها به هیچ‌وجه در مورد زنان دیگر اعمال نمی‌شود؛ منظورم این است که در مورد زنان دیگری که عرف را رعایت می‌کنند این مزاحمت‌ها کمتر است. بنابراین، اگر آنچه که طبق عرف عفت نامیده می‌شود رعایت شود، مزاحمت‌های خیابانی به حداقل می‌رسد. ولی اگر این مسائل رعایت نشود، کارکرد جنسی زنان بیشتر در نظر گرفته می‌شود. البته فمینیست‌ها این حرف‌ها را قبول ندارند و بر آزادی پوشش زنان در جامعه تأكید می‌كنند.

یعنی شما با این دیدگاه كه زنان در شكل‌گیری مزاحمت‌های خیابانی مقصر درجه اولند موافقید ؟ 

نه، از دید دینی و عرفی پذیرفتنی نیست. من به هیچ‌وجه رفتار مردی را که برای زن یا دختری مزاحمت ایجاد می‌کند توجیه نمی‌کنم، چون هم به لحاظ عرفی عفت و هم به لحاظ شرعی تقوا به مرد اجازه نمی‌دهد که مزاحم هر زنی شود. ما در داستان حضرت یوسف هم می‌خوانیم که حتی اگر زنی خودش را عرضه کرد، تقوای فرد نباید اجازه دهد مرد این کار را انجام دهد. اما به هرحال، من به‌عنوان جامعه‌شناس به این مسئله نگاه می‌کنم و به عواملی که باعث ایجاد مزاحمت‌های خیابانی می‌شوند اشاره می‌کنم. قطعاً یکی از دلایل آن نوع تعریفی است که زنان با توجه به عرف از خودشان دارند و هر اندازه که این تعریف براساس موارد غیرعرفی باشد خواه‌ناخواه کارکردهای جنسی اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند. به هرحال، هیچ مردی هم به لحاظ شرعی و هم به لحاظ عرفی، حق ندارد حتی مزاحم زن یا دختری شود که بی‌پروا در خیابان تردد می‌کند. ولی در نظر داشته باشید که من نمی خواهم درس اخلاق بدهم و بگویم این کار زشت است یا نیست. من باید تحلیل جامعه‌شناختی ارائه کنم. در جامعه‌ای مثل جامعه ما، با ذهنیتی که مردم دارند و شرایط خود جامعه، برای زنانی که عرف را رعایت می‌کنند مزاحمت خیابانی حداقل است، ولی برای زنی که عرف را در نظر نمی‌گیرد بیشتر است.

* به نظر می‌رسد که در سال‌های اخیر، پدیده مزاحمت‌های خیابانی زیاد جدی تلقی نمی‌شود و کم‌اهمیت شده. شما دلیل این مسئله را چه می‌دانید؟

البته، فکر نمی‌کنم این مزاحمت‌ها کم اهمیت شده. اگر بخواهم به دلیل مشاهده‌نشدن واکنش‌های زنان مثل گذشته اشاره کنم، باید به دو مورد بپردازم. در گذشته، گاهی اوقات مردان مزاحم زنانی می‌شدند که به هیچ‌وجه نمی‌توانستند این مسئله را برتابند و طبیعتاً عکس‌العمل نشان می‌دادند، اما الان افراد مزاحم زنانی می شوند که مزاحمت‌ها برایشان عادی شده، یا مزاحم زنانی می‌شوند که در خیابان زیاد تردد دارند و اگر بخواهند به هر مزاحمتی واکنش نشان دهند، دچار فشار روحی و روانی زیادی می‌شوند و برایشان دردسرساز می‌شود. بنابراین، به این مزاحمت‌ها عکس‌العملی نشان نمی‌دهند.

* راهکارهای پیشنهادی شما برای کاهش پدیده مزاحمت‌های خیابانی چیست؟

ابتدا باید برای آن دو مسئله اساسی که ابتدا اشاره کردم راه حل اساسی پیدا کنیم. این راه‌حل‌ها ریشه‌ای هستند. به هرحال، ما باید برای فاصله‌ای که بین بلوغ طبیعی و بلوغ اجتماعی ایجاد شده فکری کنیم. علاوه بر آن، باید برای ازدواج مادام‌العمر هم به دنبال راه‌حلی باشیم. اگر دو طرف مجبورند به خاطر فرزندان و مسائل دیگر با هم باشند ولی روابط زناشویی‌شان دچار مشکل است، می‌توانیم با آموزش این مشکل را برطرف کنیم. متأسفانه، در جامعه ما، هیچ‌ راه‌حلی برای برطرف‌کردن این مشکلات وجود ندارد. قطعاً باید به این دو مسئله رسیدگی شود، چون در غیر این ‌صورت از مسائل شرعی عدول می‌کنیم و جامعه به فحشا کشیده می‌شود. می‌خواهیم این اتفاق بیفتد، اما حاضر نیستیم به راه‌حل‌هایی که مطابق با شرع و عرف ماست فکر کنیم. اگر نخواهیم هیچ‌کدام از راه‌حل‌ها را بپذیریم و بگوییم باید همین وضعیت فعلی حاکم باشد، نتیجه‌ این است كه هر روز بر مزاحمت‌های خیابانی و فحشا و مشکلات ناشی از آن افزوده می‌شود. به‌علاوه، زنان هم باید موقعیت خودشان را در جامعه با توجه به موفقیت‌های اجتماعی، علمی و فرهنگی باز تعریف کنند. برای مردان هم باید به تدریج این تلقی ایجاد شود که زن صرفاً موجود جنسی نیست. اگر مسائل جنسی مطرح است، خب مرد هم موجودی جنسی است. به هر ترتیب، باید تصویر زن در جامعه اصلاح شود. باید تصویری از آنان ارائه شود که نشان بدهد وظیفه رشد و تولید را در جامعه برعهده دارند. این كار، ‌در واقع، نیاز به آموزش‌هایی دارد. فیلمسازی در این زمینه قطعاً می‌تواند بسیار سودمند باشد، چون متأسفانه جامعه ما کمتر کتاب می‌خواند و بیشتر تحت‌تأثیر رسانه است. اگر بتوانیم فیلم‌های خوبی بسازیم و در این فیلم‌ها جایگاه زنان را آن‌گونه که هست نشان دهیم، می‌توانیم نگاه جامعه را به تدریج تغییر دهیم. الان متأسفانه ما هیچ فیلمی از زن موفق امروزی نداریم. در مورد مردان موفقی مثل دکتر قریب سریال ساخته شده، اما در مورد زنان موفق امروزی فیلم و سریالی ساخته نشده. متأسفانه، ما در فیلم‌ها و سریال‌هایمان بیشتر وظایف همسری و خانه‌داری را برجسته كرده‌ایم که البته در جای خود مهم است، اما این وظایف ممکن است تلقی مردان از زنان به‌عنوان موجودات جنسی را تقویت کند. می‌توان به کارکردهای دیگری که زنان می‌توانند در جامعه داشته باشند پرداخت، اگرچه نباید از کنار آن مسائل ریشه‌ای که ابتدا اشاره كردم، به سادگی گذشت.

منبع:شماره 23 سپیده دانایی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Can you increase your height by stretching?
چهارشنبه 22 شهریور 1396 11:14 ق.ظ
Hi there, I enjoy reading all of your post. I wanted to write a
little comment to support you.
What is limb lengthening surgery?
شنبه 11 شهریور 1396 05:57 ب.ظ
When someone writes an piece of writing he/she retains the image of a
user in his/her brain that how a user can understand it. So that's why this article is great.

Thanks!
std testing centers
یکشنبه 4 تیر 1396 08:03 ب.ظ
core از خود نوشتن در حالی که صدایی دلنشین اصل آیا واقعا حل و فصل بسیار
خوب با من پس از برخی از زمان. جایی در
سراسر پاراگراف شما موفق به من مؤمن متاسفانه
فقط برای while. من با این حال مشکل خود را با فراز در منطق و یک ممکن است را خوب به پر همه کسانی معافیت.
در این رویداد شما که می توانید انجام من را
مطمئنا تا پایان مجذوب.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر