تبلیغات
سعید معیدفر - مصاحبه در مورد روشنفکری

مصاحبه در مورد روشنفکری

نویسنده : معیدفر
تاریخ:یکشنبه 23 مرداد 1390-10:52 ق.ظ

دکتر سعید معیدفر، استاد علوم اجتماعی و عضو هیات علمی دانشگاه تهران با تشریح ویژگی های جامعه ایرانی و تعامل آن با روشنفکران، نقطه ضعف جامعه و روشنفکران را دوری از یکدیگر عنوان کرد و با اعتقاد به اینکه روشنفکری و مردم نیازمند یکدیگرند، فضای آینده روشنفکری در ایران را مبهم خواند و اظهار امیدواری کرد که جامعه ایران به نوعی اعتدال دست یابد و عقلانی تر شود.

دکتر سعید معیدفر، استاد علوم اجتماعی و عضو هیات علمی دانشگاه تهران که اکنون ریاست انجمن جامعه شناسی ایران را نیز بر عهده دارد، در گفت وگو با ایسنا، روشنفکری و مردم را نیازمند یکدیگر دانست و بیان کرد: نخبگان خیلی پیش تر از مردم حرکت می کردند و توده به نحوی با بی اعتمادی و تردید به آنها می اندیشید و اگر برای مدت کوتاه به دنبال باور آنها بود، بعد از مدتی دچار بی اعتمادی می شد.
وی افزود: روشنفکری برگردان واژه لاتین است که در واقع در ایران معنای لاتین آن بیشتر به کسانی گفته می شود که اندیشه های بعد از ظهور رنسانس را پرورانده اند یا فلسفه های اجتماعی و فکری برای تحول جامعه خودشان تنظیم کردند. بیشتر حوزه فکر و اندیشه و معرفت بود اما در ایران این واژه وقتی وارد شد ترکیبی از حوزه اندیشه و معرفت و به عبارتی رفتار بود.
معیدفر در ادامه روشنفکری در معنای ایرانی را تعریف کرد و گفت: روشنفکر به افرادی می گفتند که در عین مجهز بودن به دانش روز و فهم نقادانه ای نسبت به تحولات دنیای خود، در این حد خلاصه نمی شدند بلکه باید به نحوی اندیشه و فهم خود را به کار می گرفتند و در واقع رسالتی برای تحول جامعه خود و مردم به دوش می کشیدند بنابراین در یک معنای اصیل تر از روشنفکر، او کسی است که با ریشه ها و تحولات معاصر آشنا بود و درعین حال نقد سنت می کرد تا بتواند در واقع وضعیت جامعه خود را درجهان امروز و در دنیای معاصر خود توضیح دهد و توجیه کند و هم در عین حال رسالتی بر دوش او بود تا صرفا نه در حوزه فهم، بلکه در حوزه عمل اجتماعی هم رسالت بر دوش باشد و بتواند پا به پای اندیشه اش حرکت کند.
رییس انجمن جامعه شناسی ایران در ادامه خاطرنشان کرد: عده ای از متفکرین هم معتقد بودند گاهی اوقات ممکن است یک فرد حتی به دانش روز مجهز نباشد و به آکادمی هم نرفته باشد، اما در واقع درک نقادانه ای از وضع موجود خود داشته باشد. مرحوم جلال آل احمد بیشتر چنین تلقی داشت. او روشنفکر را کسی نمی دانست که الزاما به آکادمی رفته باشد بلکه ممکن بود یک فرد معمولی باشد اما عملا برای بهبود شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه اش، رسالتی را بر دوش داشته باشد و در راستای این رسالت دست به عمل بزند.
وی افزود: روشنفکر با این ویژگی ها حتی حاضر است به زندان برود و از برخی حقوق خود که به عنوان یک فرد می توانسته داشته باشد، صرف نظر کند. اگر ما مفهوم روشنفکری را در معنای درست آن به کار بریم، یعنی کسی است که می خواهد، پلی میان وضعیت قدیم جامعه خود با وضعیت جدید بزند و می خواهد بازتعریفی از جامعه خود در عصر حاضر ارایه دهد و در عین حال دست به عمل هم بزند. در این معنا در جامعه ایران تبعا کسی که می خواهد چنین کند، باید فرهنگ و ارزش ها و روندهای جامعه و تاریخ تمدن خود را بشناسد و به آن واقف باشد بنابراین قطعا باید روشنفکر ایران در معنای واقعی اش کسی باشد که کاملا بر فرهنگ و تمدن خود آگاه باشد و در عین حال نسبت به آن تعهد داشته باشد و به ارزش های اجتماعی خود هم فهم و هم تعهد داشته باشد. بخش عمده ای از این عرصه اجتماعی در جهت گیری ارزشی است که ایرانی ها دارند و آن دین اسلام است.
معیدفر در ادامه استنتاج کرد: بنابراین روشنفکر ایرانی تا حد زیادی باید در این متن و چارچوب حرکت کرده باشد، اگر چه ما کسانی را داشته ایم که عنوان روشنفکری را به دوش داشتند و بعضا حتی نسبت به ارزش های دینی تعهد و پایبندی نداشتند ولی می توان بحث کرد تا چه حد آنها روشنفکر ایرانی به حساب می آیند.
وی، هویت روشنفکر را دارای دو جنبه دانست و گفت: کسی که صرفا تعهد به ارزش های مدرن دارد و در کنار آن تعهدی نسبت به هویت ایرانی اش نداشته باشد، یعنی بین هویت ایرانی و اسلامی تمایز قائل شده باشد و عملا قائل به تفکیک این دوعرصه هویتی باشد، شاید نتوان او را روشنفکر ایرانی نامید.
رییس انجمن جامعه شناسی ایران در ادامه اظهار کرد: به هر حال در یک معنا ما می توانیم بگوییم روشنفکران در ایران شاید دو دسته بودند; کسانی که حداقل مفهوم روشنفکری را یدک می کشیدند که البته خدماتی هم داشتند و یکی از خدماتشان این بود که اندیشه های نو را در جامعه شان ترویج کنند و در آن راستا هم رسالتی داشتند اما در واقع پشت به ارزش ها و مبانی جامعه خود داشتند و آگاهی نداشتند و بیشتر خودشان را متعهد به انتقال فرهنگ و ارزش های نو به جامعه می دیدند، من نمی خواهم بگویم آنها ضربه زدند ولی روشنفکر تنها کارش انتقال ارزش های مدرن به جامعه اش نیست زیرا این کار را یک مترجم هم می تواند انجام بدهد. این کار برجسته نیست، بلکه کار اصلی روشنفکری این است که پلی بین ارزش های مدرن و جامعه خود ایجاد کند و موجب پذیرش ارزش های مدرن در جامعه اش می شود چون به اعتقاد من صرفا انتقال ارزش های مدرن به جامعه مشکلی را حل نمی کند.
وی افزود: گاهی اوقات ممکن است حتی موجب یک نوع مقاومت فرهنگی در جامعه شود و جامعه در روند عادی اش برای تغییر دچار یک شک شود. کار روشنفکر در واقع این است که مانع این شک شود و به همین دلیل روشنفکر است، چون می خواهد جامعه خود را با حفظ و تعهد نسبت به مبانی هویتی به گونه ای وارد دنیای جدید کند بنابراین باید بر مبنای مبانی هویتی خود دست به تغییر بزند و با فهمی که نسبت به جهان معاصر خود دارد، بتواند با سنتز یا ترکیب مناسبی به جامعه و مردمش کمک کند تا بتوانند فرآیند انتقال را انجام دهند.
معیدفر در ادامه خاطر نشان کرد: اگر ما مساله را به این نحو نگاه کنیم، روشنفکر صرفا وظیفه ترویج افکار مدرن را ندارد و این تنها یک بعد و بخش مشکل آفرین است. روشنفکر باید بتواند پا به پای جامعه و ارزش های فرهنگی جامعه خود وارد دنیای معاصر شود. متاسفانه ما به دلیل همین درک نادرستی که برخی از منورالفکرها بعد از آشنایی با دنیای معاصر داشتند و نهایتا به بریده شدن از فرهنگ و ارزش های خود منجر شد، توفیقی در تحولات اجتماعی جامعه مان نداشته ایم.
وی اظهار کرد:  به هر حال روشنفکران توانستند در حد انتقال صورت فرهنگ و تمدن جدید عمل کنند اما در کار اصیلی که باید انجام می دادند یعنی دادن ایده های مناسب برای تغییر به جامعه خود، عقیم ماندند. خیلی ها هم ممکن است بگویند یکی از دلایلی که ما تاخیر در تحولات اجتماعی و فرهنگی مان داریم و علیرغم تلاش های بسیار زیادمان در 100 سال اخیر، با حرکت های زیگزاگی  مواجه بوده ایم که دلیل عمده آن نداشتن جریان روشنفکر اصیل بوده است یا اینکه کمتر چنین روشنفکرانی داشتیم که بتوانند کار اصلی خود را انجام دهند.
عضو هیات علمی دانشگاه تهران، ضعف روشنفکری ایران را بیگانگی با مبانی هویت فرهنگی و اجتماع خودی دانست و به ایسنا گفت:  نمی خواهم بگویم که ما اساسا این آگاهی ها را نداشتیم. به هرحال در دوره های ما روشنفکرانی بودند که در این حوزه پرمایه بودند و متمایزند مانند شریعتی. اینها کسانی بودند که در متن اسلام و باورهای دینی جامعه شان قرار داشتند زیرا خود در خانواده هایی آموزش دیدند و جامعه پذیر شدند که دینی بودند و علاوه بر مبانی عرفی و هنجاری، جنبه های اعتقادی و فقهی دین را نیز داشتند.  وی در ادامه خاطرنشان کرد: این دسته یک موضع طرد نسبت به جهان و تحولات آن داشتند و نخواستند آن را در نظر بگیرند و نوعی رجعت به سنت در معنای چند صد سال خود پیدا و کار را سخت کردند. آن کسانی که روشنفکر واقعی نبودند و آنهایی که موضع ضد روشنفکری گرفتند و با این موضع بازگشت به سنت در معنای قدیمی آن  مشکل آفریدند.
این پژوهشگر حوزه علوم اجتماعی، گفتمان روشنفکری کنونی را گفتمانی جدا از عامه مردم دانست و با اشاره به شکاف بین نخبگان و توده بیان کرد: در جامعه ما نخبگان در ابعاد مختلف سیاسی، علمی، فکری، فرهنگی یا اجتماعی ارتباط وثیق و پیوسته با توده نداشتند یا حداقل در دوره کوتاهی این ارتباط ایجاد شده ولی بعد از مدتی بریده شده است و دوباره انقطاع بین حوزه نخبگی و مردم و توده ایجاد شده است.

منبع:روزنامه مردم سالاری 15/8/87



نوع مطلب : مصاحبه ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How do you grow?
شنبه 11 شهریور 1396 12:07 ب.ظ
Nice post. I learn something totally new and challenging
on blogs I stumbleupon everyday. It will always
be useful to read content from other writers and use a little something
from other web sites.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر