تبلیغات
سعید معیدفر - گفتگوی دکتر معیدفر درباره تفکر اجتماعی

گفتگوی دکتر معیدفر درباره تفکر اجتماعی

نویسنده : معیدفر
تاریخ:یکشنبه 23 مرداد 1390-11:36 ق.ظ

گفت‌وگو با سعید معیدفر: برای فهم بهتر جامعه باید با هم دیالوگ داشته باشیم

آقای دکتر معیدفر، با توجه به عنوان همایش انجمن که تفکر اجتماعی و جامعه‌شناسی در خاورمیانه معاصر است، می‌خواهیم به عنوان نخستین پرسش، نظر شما را درباره رابطه نظری بین تفکر اجتماعی و جامعه‌شناسی بدانیم.

 

تفکر اجتماعی و جامعه‌شناسی به لحاظ تاریخی حوزه‌های متفاوتی هستند. به این معنا که گفته می‌شود ما اگر در ارتباط با جامعه و تحولات و دگرگونی‌ها و روندهای آن پیش از تولد جامعه‌شناسی چیزی داشته باشیم، آن را می‌توانیم اندیشه اجتماعی بنامیم. پیش از اینکه وارد مرحله تولد جامعه‌شناسی شویم این گونه نبوده که بشر هیچ‌گاه به جامعه‌اش توجه نمی‌کرده و موضوعاتش را مورد بحث قرار نمی‌داده، طبیعتاً این کار را انجام می‌داده و ما در اندیشه بسیاری از پیشینیان که جزء فلاسفه بودند، بحث در رابطه با جامعه خودشان و برخی قانون‌مندی‌ها و تحولات آن را داشته‌ایم. شخصیت‌هایی مثل ابن خلدون که برخی کار او را جامعه‌شناسی یا تفکر اجتماعی می‌دانند و قبل از آن هم فیلسوفانی مثل فارابی و ابوریحان و دیگران بوده‌اند که گفته می‌شود اندیشه این‌ها بیشتر اندیشه اجتماعی بوده است. در برخی متون قدیمی ما که چه به نظم و چه به نثر نوشته شده‌اند، می‌توانیم اندیشه اجتماعی را ببینیم و که آن را معمولاً در بحث اجتماعیات در ادبیات دنبال می‌کنیم. مثلاً سعدی در کتاب گلستان و بوستان برخی از قواعد اجتماعی عصر خودش را در قالب ضرب المثل و شعر و نثر مطرح کرده است. آنچه ما جامعه‌شناسی می‌نامیم اساساً مربوط به ارتقاء تفکرات اجتماعی تا رسیدن به مرحله پیدایش یک دانش منسجم مستقل است که برای خود چارچوب و روش‌ها و به عبارتی نظریه‌ها و تئوری‌های اساسی دارد. از آن جهت به جامعه‌شناسی علم می‌گوییم که تقریباً می‌شود آن را آموخت، تدریس کرد و در دانشگاه مورد بحث قرار داد؛ چرا که دارای چارچوب است و نظریه، روش و حوزه‌های مختلف دارد. آنچه در گذشته به عنوان تفکرات اجتماعی وجود داشت، بیشتر یک‌سری برداشت‌های فردی و شخصی بود که بزرگان یا اندیشمندانی آن را از جوامع خود و یا جوامع دیگر به دست می‌آوردند و می‌نوشتند. شاید این برداشت‌ها را خیلی هم نمی‌شد منتقل کرد زیرا در حد‌‌ همان برداشت‌هایی بودند که در کتب ثبت می‌شدند؛ اما جامعه‌شناسی، در واقع، سازمان دادن به یک اندیشه اجتماعی و تبدیل آن به علمی است که برای خود قواعدی دارد و قابل انتقال و تدریس است.

 

در مورد کشورهای اسلامی به خصوص در خاورمیانه، رابطه تفکر اجتماعی نشأت گرفته از سنت‌های فرهنگی و دینی با علوم اجتماعی و جامعه‌شناسی چگونه بوده است؟ یعنی به نظرتان این رابطه بیشتر تعاملی و سازنده بوده یا حالتی چالشی و فرساینده داشته است؟

تفکر و اندیشه اجتماعی پیش‌تر معمولاً در حوزه‌های تمدنی جریان می‌یافته و بدون تردید قبل از تمدن جدید که تمدن غربی است، تمدن اسلامی در جایگاه مرتفع و فائقی قرار داشته است. بدیهی است که تمدن مدرن امروز تا حد زیادی مدیون تمدن‌های پیش از خود و به طور جدی وام‌دار تمدن اسلامی است. یقیناً در تمدن اسلامی، تفکرات اجتماعی به طور گسترده و در قالب مطالب مختلف وجود داشته و از همه مهم‌تر در آثار ابن خلدون، فارابی و یا ابوریحان بیرونی بوده که قاعدتاً امروزه علومی مثل جامعه‌شناسی یا انسان‌شناسی و یا حوزه‌های خاص علوم اجتماعی تا حد زیادی مدیون آن‌ها هستند. از سوی دیگر، بدون تردید تمدن‌ها در امتداد هم دیگرند و نه در تقابل با هم. ممکن است آنها رویکردهای متفاوتی به جهان داشته باشند و بر اساس همین رویکرد‌ها با هم تفاوت داشته باشند. رویکرد تمدن مدرن مادی و کمتر بر بنیان‌های مذهبی استوار است؛ در حالی که رویکرد تمدن اسلامی مبتنی بر یک نوع بنیان و اندیشه و الهیات دینی است. اما با این وجود، تمدن‌ها تکمیل کننده یکدیگرند. فکر می‌کنم که امروز اگر منصف باشیم می‌توانیم در جای جای مباحث جامعه‌شناختی و انسان‌شناختی و به عبارتی علوم اجتماعی جدید، هم جای پای تمدن‌های قدیمی مثل یونان را پیدا کنیم و هم جای پای آنچه که ما به عنوان اندیشه اجتماعی در تمدن اسلامی داشتیم. در مورد تعاملی و چالشی بودن رابطه نیز باید بگویم که امروز رابطه تمدن اسلامی و تمدن مدرن قطعاً یک رابطه هم ارز نیست، چون این‌ها دو تمدن در کنار هم نبودند بلکه یکی در امتداد دیگری بوده است، بنابراین بحث را نمی‌توان این گونه مطرح کرد که رابطه تمدن مدرن با تمدن پیشین تعاملی یا چالشی است، مطمئناً تحت تأثیر آن قرار گرفته اما با رویکردهای متفاوت.

در این میان شما نقش متفکران اجتماعی مسلمان یا تفکر اجتماعی مسلمانان را چطور می‌بینید؟ آنها عموماً‌ چه رویکردی نسبت به تفکر و دانش اجتماعی جدید داشته‌اند؟

امروزه دیگر به متفکران اجتماعی مسلمان به صورت تاریخی می‌پردازیم. در کشورهای اسلامی با توجه به پیدایش جامعه‌شناسی و علم جدید، دیگر ابزارهای نوینی برای یافتن داده‌های جدیدی از جامعه وجود دارد؛ به طوری که به نظر من، امروز با متفکران اجتماعی در تاریخ دیالوگ داریم. با توجه به تخصصی‌تر شدن حوزه‌های دانش و پیچیدگی‌های عظیمی که جامعه جدید پیدا کرده، افراد باید به صورت تخصصی وارد حوزه دانش شوند. امروز نمی‌توان گفت فرد هم فیلسوف است و هم جامعه‌شناس. شاید دیگر نتوانیم متفکران اجتماعی مسلمان داشته باشیم. امروز می‌توان گفت جامعه‌شناسانی داریم که در کشورهای مسلمان کارشان را انجام می‌دهند و سعی می‌کنند بر اساس جامعه خودشان و اطلاعاتی که در جهان خود دارند و با توجه به تجاربی که در دنیای معاصر و جامعه‌شناسی معاصر دارند، به یافته‌های جدیدی درباره جامعه‌ برسند. بنابراین من خیلی اعتقاد به این ندارم که امروز متفکران اجتماعی مسلمان داشته باشیم. اگر هم داشته باشیم، من خیلی آن‌ها را باور ندارم. معتقدم که هر یک از صاحب‌نظران در حوزه تخصصی خودشان با دشواری‌های شدیدی رو به رو هستند و علی‌رغم تمام بضاعت‌های علمی باز بعضاً گرفتاری‌های بسیاری در شناختن جامعه خود دارند.

شما فکر می‌کنید در کل می‌توان ترکیبی مفید از فلسفه و تفکر اجتماعی دینی (اسلامی) و علوم اجتماعی و جامعه‌شناسی ارائه داد؟

با توجه به بحثی که در پاسخ پرسش‌های پیشین داشتم، معتقدم که نمی‌توان چنین ترکیبی ارائه داد. جامعه امروز در مقایسه با جامعه گذشته که قطعاً جامعه‌ای ساده‌تر بوده، گستردگی و پیچیدگی‌های فراوانی دارد و با توجه به تحولات عظیمی که در حوزه فنی در جوامع داشته‌ایم، دیگر امکان ترکیب این علوم با هم را نداریم. ممکن است موضوعات مشترکی داشته باشیم که از زوایای مختلف هر کس با توجه به حوزه تخصصی خودش به آن بنگرد. در عین حال، ممکن است همکاری‌های بین رشته‌ای داشته باشیم و این هم مستلزم آن است که هر کدام از حوزه‌های تخصصی کار خودشان را انجام دهند و بعد در واقع مناظر خود را برای همدیگر توضیح دهند که باعث می‌شود در رابطه با موضوعی خاص، مناظر مختلف را از حوزه‌های تخصصی با هم ترکیب کنیم و نهایتاً اگر بخواهیم فهم دقیق‌تری داشته باشیم، از تعامل میان افرادی که هر کدام به لحاظ تخصصی نگاه می‌کنند، برخوردار شویم.

اجازه بدهید کمی بیشتر روی ایران متمرکز شویم. شما تجربه ایران در مورد پیوند‌ها و تنش‌های بین تفکر اجتماعی و جامعه‌شناسی را در بین متفکران گوناگون دینی و عرفی در دوران قبل و بعد از انقلاب چطور ارزیابی می‌کنید؟

ارزیابی من در این باره ارزیابی خیلی خوبی نیست؛ چرا که معتقدم آنچه که انقلابات اجتماعی انجام داده‌اند و محصول کار آن‌ها که در واکنش به شرایط اجتماعی خاصی اتفاق افتاده‌، جز گرفتاری، پیچیده‌تر کردن مشکلات و سخت‌تر کردن کار، دستاورد دیگری نداشته است. برخی به جای حل مشکلات ناشی از برخورد با دنیای مدرن، دست به آرمان‌گرایی و انقلابی‌گری زده و به دنبال ایجاد مدینه فاضله و یا بازگشت به گذشته با حالتی نوستالژیک بوده‌اند که هر دو دسته تنها وقت تلف کرده و در ‌‌نهایت ملت و مردم خودشان را در رخوت و خستگی فرو برده‌اند. در جامعه ما هم انقلابی‌گری و حس نوستالژیک با هم ترکیب شدند و عملاً تصوری به وجود آمد که ما می‌توانیم از مشکلات فرار کنیم و به جهان گذشته برگردیم و طرح نویی در اندازیم که در ‌‌نهایت این نگرش نتیجه مطلوبی نداشت؛ اگر چه تجربه گران بهایی را امروز اندوخته داریم که حس نوستالژیک و آرمان‌گرایی را‌‌ رها کنیم و با هر دانش و علمی به حل مسائل و معضلات بپردازیم.

برای برقراری پیوند بیشتر بین تفکر اجتماعی و جامعه‌شناسی در ایران چه توصیه‌هایی در ابعاد آموزشی و پ‍ژوهشی می‌توان ارائه داد؟

جامعه‌شناسی را خوب یاد بگیریم. جامعه‌شناسی باید بتواند به واقعیت‌ها و مسائل موجود در جامعه بپردازد و با به‌کارگیری تمام تجربیات علمی‌ بشر، مشکلات، مسائل و گرفتاری‌ها و روندهای جامعه را به خوبی بشناسد. این‌ها از وظایف جامعه‌شناسی است و به نظر من، دوره تفکر اجتماعی سپری شده است.

شما چهار سال ریاست انجمن جامعه‌شناسی ایران را به عهده داشتید. به نظرتان انجمن‌های علمی از جمله انجمن جامعه‌شناسی برای برقراری دیالوگ بیشتر بین متفکران اجتماعی و جامعه‌شناسان ایرانی چه اقداماتی را باید انجام دهند؟

انجمن‌های علمی مثل انجمن جامعه‌شناسی ایران، امروز وظیفه سنگینی دارند و این وظیفه هم عمدتاً در حوزه جامعه‌شناسی است. انجمن علمی جایی است که باید در آن تعامل و دیالوگ بین جامعه‌شناسان ایرانی و غیر ایرانی، مسلمان و غیر مسلمان برقرار شود و در واقع مجموعه این تلاش‌ها که با هدف شناخت علمی و دقیق از جامعه و فرآیند‌هایش انجام می‌شود، به حل مسائل و مشکلات بیانجامد. بنابراین‌‌ همان طور که امروز انجمن در گروه‌های مختلف دیالوگی برقرار کرده، خوب است که بتواند این دیالوگ را به صورت منطقه‌ای و فرا‌تر از آن نیز ایجاد کند.

ارزیابی شما از راهبرد گفت‌وگوی بین اندیشمندان اجتماعی و جامعه‌شناسان برای نهادینه‌سازی و بومی‌سازی دانش اجتماعی چیست؟

من به گفت‌و‌گوی میان جامعه‌شناسان به عنوان نهادینه‌سازی و بومی‌سازی معتقد هستم و آن را شدنی هم می‌دانم. بومی‌سازی به این معنا که وبر می‌گوید، یعنی من ایرانی مسلمان با توجه به اقتضائات، محیط اجتماعی و شرایط خاص جهانی که در آن زندگی می‌کنم و بخشی از این جهان کشور من ایران است، بتوانم روشنی تازه‌ای به واقعیت اجتماعی ببخشم و به همین میزان بتوانم به نوبه خود، با توجه به تفاوت‌ها و در عین حال با توجه به موقعیت انسان به عنوان موجودی یکسان، به گستره و دامنه واقعیت اجتماعی در سطح جهانی کمکی کنم. بنابراین دانش بومی را من این گونه می‌بینم که امروز در دنیایی زندگی می‌کنیم که با توجه به انسان بودنمان مشترکاتی داریم و در عین حال هر کدام از ما با توجه به فرهنگ‌های مختلف و تنوع و دگرگونی‌ها و تعدد اقوام و ملل می‌تواند بخشی از این واقعیت بزرگ‌تر باشد. بنابراین به هر میزانی که ما به هر کدام از این‌ها بپردازیم، به نحوی به کل کمک می‌کنیم و محصول کار ما گرچه ممکن است مربوط به حیطه و قوم و مردم خاصی باشد، اما در عین حال می‌تواند در گستره واقعیت اجتماعی که مشترک همه جهانیان است مورد استفاده قرار گیرد. به این شکل، همان‌طور که کالا مبادله می‌شود، در حوزه تجارب علمی هم می‌توان مبادله انجام داد.

با این تعریفی که ارائه دادید، به نظرتان کشورهای خاورمیانه مسیر مناسبی را در جهت بومی‌سازی و نهادینه‌سازی جامعه‌شناسی طی کرده‌اند؟

امروزه گام‌های خوبی در این کشور‌ها برداشته شده است، گرچه باید اذعان کرد که در این حوزه یک نقش پایاپای با دنیای توسعه یافته نداریم؛ اما به نظر می‌رسد که در عین حال نباید آرمان‌گرایانه فکر کنیم. نهالی کاشته شده و به تدریج که این نهال نیرومند می‌شود، می‌تواند در آینده امکان تبادل پایاپای را با جامعه‌شناسی دنیا داشته باشد.

و به عنوان آخرین پرسش، به نظر جنابعالی، همکاری‌های منطقه‌ای متفکران اجتماعی و جامعه‌شناسان در حوزه‌های خاص تمدنی و فرهنگی مثل خاورمیانه، چه نقشی در توسعه دانش اجتماعی در این جوامع دارد؟ و شما وضعیت فعلی این همکاری‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید.

متأسفانه در گذشته همکاری قابل توجهی وجود نداشته ولی ما در آغاز این راه هستیم. باید از جایی شروع کرد و بعداً نتایج آن را بررسی کنیم و قطعاً‌‌ همان طور که گفتم می‌توانیم با دوایر متحدالمرکزی همکاری‌های خود را گسترش دهیم. باید زمینه تعامل را در ایران و بین خود جامعه‌شناسان درون کشور گسترش دهیم، زیرا هنوز تعاملات و همکاری‌های ما در درون جامعه خودمان مطلوب نیست. در عین حال، می‌توان تعاملات داخلی و منطقه‌ای را هم‌پای هم پیش برد. شاید حتی گسترش این همکاری‌های منطقه‌ای انگیزه‌های بیشتری را نیز در میان جامعه‌شناسان کشور برای تعامل و ارتباطات گسترده‌تر فراهم کند. امروز یکی از علل اصلی رشد و توسعه دانش در دنیای مدرن، اجتماع علمی است. بنابراین من بر این باورم که همکاری‌های منطقه‌ای که موجب تعامل در داخل هم می‌شود، قطعاً نقش عمده‌ای را برای رشد و توسعه جامعه‌شناسی خواهد داشت



نوع مطلب : مصاحبه ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How do you get a growth spurt?
جمعه 17 شهریور 1396 05:17 ق.ظ
Thanks for sharing your info. I really appreciate your efforts and I am waiting for your further write
ups thanks once again.
foot pain bunion
چهارشنبه 7 تیر 1396 06:05 ب.ظ
My brother suggested I may like this blog. He was totally
right. This publish actually made my day.
You can not consider just how a lot time I had spent for this info!
Thanks!
foot pain map
سه شنبه 6 تیر 1396 02:53 ق.ظ
Exactly what I was searching for, thanks for putting up.
http://kyliekociolek.weebly.com/blog/achilles-rupture-common-myths
دوشنبه 5 تیر 1396 04:49 ق.ظ
Sweet blog! I found it while surfing around on Yahoo News.
Do you have any suggestions on how to get listed
in Yahoo News? I've been trying for a while but I never seem to get
there! Many thanks
http://spencerahdcftnjmr.jimdo.com
دوشنبه 18 اردیبهشت 1396 11:29 ق.ظ
Loving the info on this site, you have done great job on the content.
BHW
پنجشنبه 31 فروردین 1396 08:38 ق.ظ
My spouse and I absolutely love your blog and find nearly all of your post's to be what precisely I'm looking for.
Does one offer guest writers to write content available for
you? I wouldn't mind publishing a post or elaborating on most of the subjects you write regarding here.
Again, awesome website!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر